پیوند ها
( -- قابل ویرایش )
تعداد اسلاید : 20
دینام دينام مولد جريان مستقيم مي باشد که بطور کلي از قطعات زير تشکيل مي گردد. بررسي عملکرد مدار ساده دينام از حرکت دادن يک سيم هادي در ميدان مغناطيسي به طريقي که خطوط قواي ميدان مغناطيسي را قطع کند، نيروي محرکه اي القاء مي شود که اين نيرو به وسيله آمپرمتر در هادي قابل تشخيص است. با تغيير جهت حرکت هادي جهت حرکت عقربه آمپرمتر نيز تغيير مي کند. اگر سيم هادي در جهتي حرکت کند حرکت آن با خطوط قوا موازي باشد، هيچ نيروي محرکه اي در آن القاء نمي شود. در دينام حرکت هادي بصورت دوراني است. حرکت دوراني هادي به اين صورت قابل انجام است که سيم هادي بصورت قاب در مي آيد. جريان ايجاد شده در قاب بصورت متناوب خواهد بود که در زمان اندازه گيري آن به وسيله آمپرمتر، عقربه آمپرمتر بين صفر منفي و مثبت در نوسان است. براي تبديل ولتاژ متناوب به ولتاژ يکسو، حلقه هادي را به دو نيم حلقه تبديل مي کنند که بين نيم حلقه ها عايق مي شود. آنگاه ذغال روي حلقه ها قرار مي دهند که جريان را از طرف (ذغال مثبت) ميگيرد و به مصرف کننده انتقال مي دهد. ذغال ديگر مدار جريان را مسدود مي کند. به دو نيم حلقه اي که به منظور يکسو سازي جريان، نسبت به هم عايق بندي شده اند کلکتور (کموتاتور) مي گويند. ساختمان يک دينام ساده در ساده ترين صورت دينام فقط يک کلاف يا يک سيم پيچ و دو تکه کلکتور به کار رفته است. در اين دينام جريان لازم براي بالشتکها از ذغال مثبت تامين مي شود، يعني مقداري از جريان توليد شده دينام براي مغناطيس کردن قطبها به مصرف مي رسد. چنين دينامي را خود تحريک گويند. در چنين دينامهايي شدت نوسانات ولتاژ زياد است و براي کاهش دادن آن بجاي استفاده از يک کلاف سيم پيچ از کلافهاي متعدد استفاده کنند و مجموعه کلافها را در بدنه آرميچر قرار دهند و در ميدان مغناطيسي به دوران در مي آورند. نوسانات بوجود آمده در واقع همان منحني هايي هستند که از چرخش هادي در جريان خطوط قوا بوجود مي آيند. با اضافه شدن تعداد سيم پيچ، تعداد منحنيها در يک دوره گردش آرميچر آنقدر زياد مي شود که تواتر آنها حالت خط مستقيم را بوجود مي آورد. در نتيجه ازدياد حلقه هاي سيم پيچ آرميچر، منحني ولتاژ و جريان ايجاد شده به خطوط مستقيم نزديکتر مي شود و اين حالت است که به آن کم کردن نوسانات ولتاژ دينام مي گويند. افزايش ولتاژ خروجي دينام براي افزايش ولتاژ خروجي دينام، يعني رساندن آن به حدي که بتواند پاسخگوي نياز مصرف کننده ها باشد، به نسبت لازم عوامل زير بايد افزايش يابد. 1-طول سيم 2-سرعت حرکت آميچر 3-شدت ميدان قطبين 4-زاويه بين خطوط ميدان و مسير حرکت در حرکت دوراني، مسير هادي بين صفر تا 360 درجه است و نمي توان آن را افزايش داد، اما سرعت حرکت آرميچر تابع سرعت موتور است و به شرايط کار موتور بستگي دارد. شدت ميدان قطبين (ميدان مغناطيسي ) تابع قدرت خروجي دينام است. با چنين وضعيتي براي افزايش ولتاژ و جريان خروجي دينام بهترين کار ازدياد طول سيم کلافهاي آرميچر است. در ديناميهاي 6 ولتي در حدود 8 دور سيم بدور شيار آرميچر پيچيده مي شود که اين کار به خاطر ازدياد طول سيم انجام مي گيرد. در دينامهاي 12 ولتي پيچش در بيش از 10 دور انجام مي گيرد. آفتامات (رگولاتور) رگولاتور (آفتامات) در مدار شارژ وظايفي را بعهده دارد که اين وظايف عبارتند از : کنترل ولتاژ خروجي دينام. کنترل جريان توليد شده دينام. دادن اجازه شارژ به باطري سالمي که خالي شده است. قطع عمل شارژ پس از پر شدن باطري. ممانعت از تخليه جريان باطري در دينام به هنگام خاموش بودن موتور. ساختمان آفتامات (رله ولتاژ) رله ولتاژ داراي يک هسته آهني با چندين دور سيم پيچ است که آن را بطور موازي پيچيده اند. روي هسته يک جفت پلاتين تعبيه شده که در حالت عادي بسته است. جريان مصرفي بالشتکهاي دينام و سيم اتصال بدنه خارجي از ذغال مثبت گرفته مي شود و پس از تغذيه قطبها به F آفتامات مي رود و در حالت عادي که ولتاژ خروجي دينام کم است، از طريق پلاتين ها اتصال بدنه مي شود. با افزايش دور موتور ولتاژ دينام نيز بالا مي رود و همزمان ولتاژ موثر بر سيم پيچ رله ولتاژ افزايش مي يابد. زماني که ولتاژ توليد شده دينام از حد معيني تجاوز کند نيروي کشش هسته بيش از نيروي فنر پلاتين متحرک مي شود و در نتيجه هسته پلاتين متحرک را جذب مي کند. با باز شدن پلاتينهاي رله ولتاژ، اتصال بدنه قطبين به وسيله مقاومت کامل مي شود. افت مقاومت در مدار قطبها باعث کم شدن جريان مصرفي بالشتکها شده، در نتيجه شدت ميدان مغناطيسي تضعيف مي گردد و ولتاژ خروجي دينام کم مي شود. اين کاهش ولتاژ باعث مي گردد که هسته رله ولتاژ نيروي خود را از دست بدهد و فنر آن پلاتين متحرک را بکشد و با پلاتين ثابت تماس دهد و مجددا جريان ميدان از طريق پلاتينها اتصال بدنه شود. عمل قطع و وصل پلاتينها در ثانيه چندين بار انجام مي شود و به اين ترتيب مقدار ولتاژ در حدلازم تثبيت مي گردد. در دينامهايي که اتصال بدنه داخلي است، جريان D آفتامات به پلاتينهاي رله ولتاژ به ميدان دينام فرستاده مي شود و در دينام اتصال بدنه مي شود. در زمان باز شدن پلاتينهاي رله ولتاژ از طريق مقاومت جريان به ميدان وارد مي شود و مقدار آن کاهش مي يابد. آفتامات نيسان از نوع اتصال بدنه داخلي است. عملکرد دينام در حالت واقعي زمانيکه استارت زده مي شود و موتور شروع بکار مي نمايد، اين چرخش توسط تسمه دينام به پروانه دينام انتقال پيدا کرده و باعث چرخش آرميچر دينام مي گردد. هسته هاي مغناطيسي موجود بر روي هسته دينام که ايجاد ميدان قوي مغناطيسي مي نمايند توسط آرميچر، اين ميدانها قطع شده و باعث القاء جريان در داخل آرميچر مي گردد. اين جريان از طريق کموتاتور، يا کلکتور به ذغالها رسيده و از آنجا به باطري و مصرف کننده ها مي رسد. با توجه به عملکرد ساده دينام براحتي مي توان پي به معايب آن برد که اين معايب عبارتند از : 1-اين سيستم به دور بالاي موتور جهت چرخاندن آرميچر و القاء جريان داخل سيم پيچهاي آرميچر احتياج دارد. 2-با توجه به گرفتن جريان بالا از سر جاروبکهاي ذغال و کلکتور اين امر باعث سياه شدن کلکتور و پايين آمدن عمر مفيد ذغال و در نتيجه کل دينام مي گردد. 3-آفتامات دينام حداقل داراي سه رله (رله جريان، رله ولتاژ و رله قطع و وصل ) مي باشد که هر کدام منحصرا عمليات ويژه اي را از قبيل تنظيم ولتاژ، جريان و غيره انجام مي دهند که اين امر باعث بالا رفتن هزينه ساخت دينام و حساسيت بالاي آفتامات مي گردد که در صورت بهم خوردن تنظيم آفتامات صدمات شديدي به آفتامات و دينام وارد مي گردد. -سرويس و نگهداري مشکل دينام، بازديد ذغالها و کلکتور بعلاوه هزينه مونتاژ و دمونتاژ و نصب مجدد دينام به روي خودرو از ديگر معايب دينام مي باشد. 5-با توجه به وجود هسته هاي مغناطيسي، آرميچري با جريان بالا توليد مي گردد که باعث حجيم شدن و بالا رفتن وزن دينام مي گردد. اين عيب از معايب منحصر به فرد دينام مي باشد. تنها مزيت دينام اين است که مولد DC بوده و همخواني نزديکي با باطري موجود در خودرو دارد، ولي تنظيم مشکل آفتامات حساس دينام سازندگان را بسوي ساخت آلترناتور سوق مي دهد. سيلندر تاريخچه اصولا هر موتور احتراقي براي تبديل انرژي سوخت به انرژي مکانيکي حداقل به يک سيلندر نياز دارد (اعم از موتورهاي احتراق داخلي يا موتورهاي احتراق خارجي) حتي قبل از سال 1700 ميلادي موتورهايي ساخته شده بودند که داراي سيلندر بودند. ليکن اولين کاربرد واقعي و عملي سيلندر با اختراع اولين موتور بخار توسط جيمز وات در سال 1769 اتفاق افتاد. وي يک موتور بخار ساخته بود که از يک سيلندر و يک پيستون و يک چرخ طيار تشکيل شده بود. از آن تاريخ تا به امروز هر موتور احتراقي که ساخته شده است. در ساختمان خود قسمت سيلندر را داشته است. ليکن شکل ، اندازه ، نحوه قرارگيري و آرايش سيلندرها و تعداد آنها در بلوک سيلندر با توجه به قدرت مورد نياز و اندازه موتور متفاوت بوده است. تقسيمات و انواع سيلندر همانطور که ذکر شد سيلندرها داراي طيف وسيعي از اندازه و تعداد ميباشند. ليکن تقسيمبندي سيلندرها را ميتوان بر اساس نحوه ساخت و ريخت داخلي آنها انجام داد. چرا که هر گروه از سيلندرها در ابعاد و تعداد مختلف ساخته ميشوند. بدنه موتورها يا همان بلوک سيلندر معمولا به شکل ريختهگري و از جنس چدن يا آلياژ آلومينيم ميسازند. در حين ساخت اين قطعه ريختهگري مجاري عبور آب را نيز در درون آن تعبيه ميکنند. پس از توليد بدنه مجاري عبور روغن از طريق سوراخکاري در بدنه بلوک سيلندر ايجاد ميشوند. البته ممکن است اين مجاري نيز در مرحله ريختهگري تعبيه شوند. براي سيلندرهايي که پيستون درون آنها حرکت ميکند ميتوان يکي از ساختارهاي زير را بکار برد. بلوک يکجا در موتور اکثر وسايل نقليه از آرايش بلوک يکجا استفاده ميشود. که در آن سيلندرها مستقيما در بدنه بلوک سيلندر ريختهگري ميشوند. بلوک سيلندر به مجموعه سيلندرهاي کنار يکديگر و مجاري آب و روغن اطراف آنها اتلاق ميگردد. بوش خشک در اين بلوک سيلندر ديواره داخلي سيلندر را از يک استوانه قابل تعويض ميسازند که اصطلاحا به اين استوانه قابل تعويض بوش ميگويند. کلمه خشک را نيز به اين دليل به کار ميبرند که آب خننک کننده موتور مستقيما با ديواره اين بوش در تماس نيست. بوش تر در اين بلوک سيلندر ديواره داخلي سيلندر را يک بوش تشکيل ميدهد ليکن اين بوش بصورت مستقيم با آب سيستم خنک کاري موتور در تماس است و با آن از طريق مستقيم تبادل حرارتي انجام ميدهد. ساختار سيلندرها استوانههاي توخالي هستند که محل بالا و پايين رفتن پيستون ميباشند. ليکن چگونگي و کيفيت سطح داخلي سيلندرها که در تماس با پيستون است بسيار مهم است. ديوارههاي چدني يا آلو مينيمي سيلندرها به منظور فراهم آوردن يک سطح صاف براي حرکت پيستونها بايد صيقل زده شود. صيقلي بودن سطح داخلي سيلندرها به خاطر کم کردن اصطکاک ميان پيستون و جداره سيلندر است. البته بديهي است که اصطکاک باعث توليد حرارت اضافي و هدر رفتن انرژي ميشود که ميبايست تا حدامکان از آن جلوگيري کرد. براي اين منظور از روغن نيز استفاده ميشود. سيلندرها و بوشها داراي سطح پرداخت شدهاي (صيقل خورده) ميباشند که داراي هاشورهاي (شيارهاي) بسيار کوچکي است که به شکل متقاطع و در حين حرکت بالا و پايين سنگ سمباده در درون سيلندر ايجاد شده است. اين هاشورهاي متقاطع از گير کردن رينگهاي پيستون جلوگيري کرده و در ضمن سطحي را براي نگهداري روغن روانساز فراهم ميآورند. کاربردها همانگونه که گفته شد، سيلندر موتور جزيره لاينفک موتورهاي احتراقي ميباشد. چنانچه ساختار سيلندر به شکل امروزي مورد استفاده ، وجود نداشت. استفاده از موتورهاي احتراقي توليد کننده توان ، عملا غير ممکن بود منابع : 1-شرکت الکتروشار (تأمين کننده قطعات آلترناتور نيسان جونيور) 2-آرشيو فني شرکت آتي موتور (تأمين کننده قطعات برقي خودرو) 3-واحد مهندسي محصول و کنترل کيفي شرکت مگاموتور 4-کتاب تکنولوژي کارگاهي برق اتومبيل (سال سوم و چهارم آموزش فني شاخه اتومکانيک)
قسمتی از محتوی متن پروژه میباشد که به صورت نمونه ، بعد از پرداخت آنلاین در فروشگاه فایل آنی فایل را دانلود نمایید .
« پرداخت آنلاین و دانلود در قسمت پایین »
![]()