پیوند ها

قسمتی از متن :
بيشاپور ? 2
مقدمه
در دومين دهه سده سوم ميلادي پس از نبرد اردوان آخرين پادشاه اشكاني با ماركوس باسيانوس (معروف به كاراكالا، 217-188م) و عقبنشستن روميان بعد از كشته شدن وي، در دوران ايران غوغايي برپا شد كه حكومت پارتي اشكاني را مضمحل ساخت.
منطقه فارس چون گذشته يعني در زمان انتقال قدرت از ماد به هخامنشي در اينجا نيز نقش تعيين كننده و كليدي ايفا كرد. اردشير بابكان فرزند بابك، نوه ساسان موبد موبدان آناهيتا، پس از پيروزي بر اردوان آخرين شاه اشكاني (225م)، سلسله ساسانان را بنيان نهاد. ساسانيان پس از وقفهاي كه سلوكيان و پارتيان ايجاد كرده بودند، خود را جانشين هخامنشيان ميدانستند و ميخواستند عظمت دوران آنها را بار ديگر تجديد كنند. اردشير براي ايجاد دولتي كه بتواند طرحهاي عظيم او را تحقق بخشد، حكومت متمركز و نيرومندي پديد آورد.
در پانزده سالي كه تا مرگ اردشير (240 م) مانده بود، او توانست ولايات همجوار شاهنشاهي سابق پارت را مطيع خود و پادشاهي دودمانش را بر ايران تثبيت كند. وي در روزهاي آخر عمر به گوشه ديري رفت و تا گاه مرگ در آنجا بود.
در واقع پسر اردشير به نام شاپور اول رسماًً در زمان حيات اردشير در حكومت دخالت داشته باشد. در زمان حكومت او كه 30 سال به درازا كشيد (273 يا 272-241م)، ايران به سرعت نيرومند شد. دو امپراطور روم يعني گورديانوس معروف به گورديانوس مقدس (در سال 241م) و والرين (در سال 260م) از او شكست خوردند و يا صلح را با شرايطي كمابيش به نفع ايران پذيرفتند. هزاران اسير جنگي رومي با ساخت پل
بيشاپور ? 2
ها، كاخها، حجاري و آبرساني، به افزايش ثروت ايران كمك كردند و بيشاپور اقامتگاه جديد شاپور، به صورت داراترين و زيباترين شهر ايران درآمد.
نقشه برداريهاي انجام گرفته از خرابههاي بيشاپور و گشت و گذار در بين تودهها و تلهاي سنگي ناشي از ديوارهاي فرو ريخته بناهاي سلطنتي، مبين اين مطلب است كه فلسفه وجودي و ايجاد شهر همانند ساير شهرها نيست. اين شهر را افزايش جمعيت بوجود نياورده، محل استقرار پادگان نظامي نيز نبوده كه براي دفاع از يك ايالت درنظر گرفته شده باشد. همچنين به خواست پادشاه احداث نشده تا وي در اين ايالت تازه فتح شده بر قدرت خود تاكيد ورزد. در واقع شهر بيشاپور در زمان بنيادش، هيچ نوع كاربرد اداريو اقتصادي نداشته است. اين شهر فقط محصول اشتياق شاهانه يك شاه است.
در زندگينامه ماني پيامبر كه نوشته خود اوست، آمده است: «شاپور به پارس
آمد و به شهر شاپور رسيد و پس از آن كه بيماري بر او عارض شد، خود را در خطر بزرگي ديد و به معناي واقعي به فرجام خود رسيد و شاپور شاه مرد و از اين دنيا رفت. وابستگي شاه سالمند به محل اقامت خود نبايد شگفتانگيز باشد، زيرا اين مر بزرگ پس از اقامت طولاني در پايتخت خود تيسفون و بازگشت به اين شهرك جديد (كه بر اساس اعمال سليقه و فرمان او ساخته شده بود) از ندگي در درهاي شاداب همراه با درختان سرسبز و عطر گلها، لذت ميبرده و اين محل را استراحتگاه خوبي تشخيص داده است.
پادشاه و درباريان و اطرافيان او در اين محل يا وقت خود را صرف شكار ميكردند و يا اينكه به بازيهايي ميپرداختند كه از بين آنها، چوگان يادمان خود را تا امروز در يكي از دره
تصاویری از چند صفحه نخست فایل :

توجه فرمایید بدلیل تهیه ی تصویر با نرم افزار های خارجی متن نمایش داده شده در تصاویر ممکن است دارای اشکالاتی در نمایش برخی حروف باشد که در فایل اصلی بدون مشکل است
برچسب های مهم