پیوند ها

قسمتی از متن :
1
بسم الله الرحمن الرحیم
بازاریابی پارتیزانی
بازار چیست؟
در جوامع اولیه که افراد به صورت خودکفا زندگی میکردهاند، هر شخصی نیازهای خود را رأساً تأمین مینمود و زندگی در دایره محدودی از احتیاجات سپری میشد و لذا نیازی به تخصص هم وجود نداشت.
به تدریج که بعضی افراد توانستند کالایی بیش از نیاز خود تولید کنند، اقلام مازاد را با دیگران معاوضه نمودند و این معاوضه و مبادله موجب گردید برخی از مردم مشاغل و حرف معینی را دنبال نمایند. بدیهی است در این مرحله داد و ستدها به صورت غیر متمرکز و در ابعاد و تعداد معینی بوده است.
شکل کاملتر داد و ستد یا معاوضه فوق وقتی اتفاق افتاد که شخصی به نام بازرگان در مرکز مبادلات قرار گرفت و بازار محلی برای فروش کالاهای مازاد محلی و خرید مایحتاج گردید.
بدین ترتیب اولین تعریف بازار به این صورت بیان شد: «بازار محلی است که عدهای از بازرگانان در آنجا کالاهایی را خریداری یا به امانت دریافت و در مقابل سود معقولی، آنها را به متقاضیان دیگر فروخته یا تحویل مینمایند.»
بیشتر بدانیم:
بازار از نظر عملی به معنی تجمع عدهای از مصرف کنندگان است که دارای نیازهای مشترک بوده، از وسیله مبادله با پول مشترکی در داد و ستدهای خود استفاده کرده و مایل به رفع آن نیاز باشند. بنابراین اگر عنصر نیاز مشترک وجود نداشته باشد، همچنین اگر تمایل به رفع آن نیاز وجود نداشته باشد، عملاً بازاری شکل نخواهد گرفت.
با این اوصاف باید گفت برای تشکیل هر بازار باید چهار عامل زیر وجود داشته باشد:
1ـ مصرف کننده یا تقاضا کننده
2ـ نیاز یا احتیاج
3ـ قدرت خرید
4ـ عرضه کننده یا تولید کننده
2
بازاریابی به چه معناست؟
انجمن بازاریابان آمریکا، تعریف ساده و کاملی به شرح زیر از بازاریابی ارائه داده است:
«بازاریابی به مجموعه فعالیتهایی از بازرگانی اطلاق میشود که جریان کالاها یا خدمات را از تولیدکننده تا مصرفکننده نهایی هدایت مینماید.»
لغت مارکتینگ (Marketing) در زبان انگلیسی به معنای بازار رساندن یا کلیه عملیاتی است که در فاصله تولید تا مصرف باعث تسریع جریان انتقال کالا یا تسهیل فروش شود. به همین علت اخیراً در فرهنگ بازرگانی رایج در کشور ما از عبارت «از تولید تا مصرف» یا «از تولید به مصرف» برای نشان دادن سهولت و سرعت در کار توزیع و فروش و حذف واسطهها استفاده میشود.
بازاریابی نیازهای مشتری را تعیین میکند، کالاهایی که این نیاز را برآورده میسازند سفارش میدهد و یک سیستم حامی را برای جلب رضایت خاطر مشتری به خدمت میگیرد. در یک سازمان، بخش بازاریابی نقش سخنگوی مشتریان را به عهده دارد. ریشهی بازاریابی مدرن به اوایل دههی شصت میلادی بر میگردد. تا قبل از آن اکثریت قابل ملاحظهای از کمپانیهای غربی «تولید محور» بودند. تمرکز آنها بر تولید کالاهای هر چه مرغوبتر بود. وقتی کالاهای تولید شده در انبارها جمع میشدند، آن وقت بود که به فکر فروش آنها در بازار میافتادند. مشکل وقتی پیدا میشد که بازار علاقهمند به خرید آن کالاها نبود. در این صورت ساخت کالاها همچنان ادامه مییافت و امید بر این بود که دیر یا زود بازار به هر دلیلی نسبت به خرید آن تمایل پیدا کند!
کم کم تغییر نگرشی به وجود آمد. کمپانیها دریافتند که به جای تمرکز بر روی تولید، میبایست «بازار محور» و به دنبال جلب رضایت مشتری باشند. اینگونه بود که ارزش بازاریابی هویدا شد. در دههی هشتاد، بازاریابی به رسمیت شناخته شد و تقریباً همه کمپانیها شروع به تغییر تمرکز خود از تولید به سمت بازاریابی نمودند. به گونهای که در اواخر دههی هشتاد، بازاریابی جای ویژه خود را بازیافته بود و اهمیتش بیش از هر زمان دیگری درک میشد. کمپانیها با غرور اعلام میکردند که «بازار محور» شدهاند. بودجه این بخش افزایش یافت و مدیران ارشد بازاریابی به عضویت هیئت مدیره بسیاری از کمپانیها درآمدند. همین در کانون توجه قرار گرفتن بازاریابی باعث رشد و شکوفا شدن آن نیز شد.
هم اکنون بازاریابی در علم بازرگانی پیشرفته به معنی طیف وسیعی از فعالیتهای تحقیقاتی، طراحی تولید، تدارکات، تولید، فروش، بیمه، کنترل کیفیت، بستهبندی، خدمات پس از فروش و... است به طوری که توزیع و انتقال کالا به مصرفکنندگان دور و نزدیک را تسهیل نماید.
بنابراین برخلاف تصور برخی از افراد، بازاریابی «تنها» به معنی کوششهای مقطعی و کوتاه مدت برای فروش اجناس و کالاهای فروش نرفته یا بنجل نیست!
بازاریابی در حقیقت مجموعهای از فعالیتهای تولیدی و توزیعی و تجاری است که کالاها را سریعتر و سادهتر به دست مصرف کننده نهایی برساند.
اهداف بازاریابی چیست؟
تصاویری از چند صفحه نخست فایل :

توجه فرمایید بدلیل تهیه ی تصویر با نرم افزار های خارجی متن نمایش داده شده در تصاویر ممکن است دارای اشکالاتی در نمایش برخی حروف باشد که در فایل اصلی بدون مشکل است
برچسب های مهم