پیوند ها

قسمتی از متن :
1
تعریف بیکار در اقتصاد به فردی گفته میشود که در سن کار (۱۵ تا ۶۵ سال) و جویای کار باشد اما شغل یا منبع درآمدی پیدا نکند. کودکان و افراد مسن از آن جهت که قادر به انجام کار نیستند، جزو جمعیت فعال به حساب نمیآیند. زنان خانهدار و دانشجویان اگر جویای کار نباشند، جزو جمعیت فعال شمرده نمیشوند.
پرونده بیکاری
پیش از هر چیز، تعریف بیکاری هنوز از وضوح چندانی برخوردار نیست. دولت ها و مراکز آمارگیری متفاوت با استفاده از تعریف های مختلف به نتایجی ناهمخوان می رسند و گاه این پدیده اعتراض های مختلفی را موجب شده است. راه های حل این معضل نیز به همان اندازه متنوع و حتی در تضاد با یکدیگر قرار دارند. برخی از دخالت فعالانه دولت و بزرگ شدن آن برای مبارزه با بیکاری دفاع می کنند و بعضی دیگر دخالت های دولت را به بالا رفتن نرخ بیکاری و تعمیق این مشکل مربوط می دانند. مقالات این پرونده نیز آشنایی مقدماتی با پدیده بیکاری و راه های حل آن را با تمرکز بر نمونه مورد بررسی آمریکا هدف خود قرار داده است.
وقتی بحران بدهی های سال ۲۰۰۸ از مرکز صحنه کنار رفت، این بار نوبت معضل بیکاری بود تا پا پیش بگذارد و دست کم برای مدتی، مرکز صحنه مباحث اقتصادی آمریکا را اشغال کند. اگر اوضاع به شکل قابل توجهی تغییر نکند، بیکاری در انتخابات پیش رو یکی از تعیین کننده ترین موضوعات خواهد بود. هر پیشنهادی از سوی کاندیداها، احتمالا یا برچسب «اشتغال زا» خواهد خورد یا برچسب «اشتغال زدا».
اجازه دهید از مباحث پایه ای شروع کنیم. کار چیست؟
2
و شغل چیست؟ برای اقتصاددان ها کار به هر فعالیتی گفته می شود که پاداشی محسوس و اغلب به شکل پول در بردارد. البته همه ما در کارهایمان ملاحظات غیرپولی را نیز در نظر می گیریم و تا حدی که ممکن باشد کار و فراغت را در هم می آمیزیم. شخص بازنشسته ای که هنوز در کالج به تدریس می پردازد، شاید این کار را صرفا به خاطر رضایت خاطر حاصل از آن انجام دهد. اگر حقوق او قطع می شد و وی همچنان به تدریس ادامه می داد، باز هم از لذت حاصل از کار استفاده می کرد.
هدف همه فعالیت های اقتصادی مصرف است. مصرف برای اقتصاددان ها صرفا به منزله مصرف کالاهای دنیوی مثل خودروهای مدل بالاتر نیست، بل حتی اهداف «برجسته» و «باشکوهی» همچون رفتن به معابد را نیز در بر می گیرد. بنابراین شغل فی نفسه هدف نیست، حتی اگر بحث های عامیانه چنین چیزی را پی در پی به گوش ما بخوانند. شغل همیشه وسیله ای برای دستیابی به درآمد است و این درآمد جهت مصرف و پس انداز به کار می رود. در ضمن، شغل وسیله ای برای دسترسی به رضایت شخصی یا روابط اجتماعی نیز هست.
زن یا مردی که می خواهد کار کند، از مهارت های مناسب برخوردار است و انتظارات واقع گرایانه ای از درآمد شغلی دارد، اما شغلی ندارد، بیکار محسوب می شود. لفظ هایی که در جمله پیش استفاده کردم، مبهم هستند و بیکاری را به مفهومی پرابهام بدل می کنند. مفهوم «کم کاری» از بیکاری هم مبهم تر است، اگر چه هر دو پدیده هایی واقعی هستند.
چه چیزی بیکاری را این همه مساله دار کرده است؟ چرا بازارها نمی توانند مازاد نیروی کار را با دستمزد پایین تر جذب کنند، مثلا همچون مازاد قهوه که با پایین آمدن قیمت قهوه مشکلش حل می شود؟ آیا باید مداخلات دولتی را محکوم کرد یا بازارهای آزاد منجر به پایداری بیکاری می شوند؟
هر دو. اجازه دهید ابتدا به بیکاری طبیعی نگاه کنیم که سیاست های دولتی آن را به وجود نیاورده اند. میلتون فریدمن و ادموند فیلپس این مفهوم را در دهه ۱۹۶۰ مطرح کردند، اگرچه این مفهوم نیز مثل همه مفاهیم مدرن اقتصادی، پیش از آنکه به تفصیل در موردش نوشته
تصاویری از چند صفحه نخست فایل :

توجه فرمایید بدلیل تهیه ی تصویر با نرم افزار های خارجی متن نمایش داده شده در تصاویر ممکن است دارای اشکالاتی در نمایش برخی حروف باشد که در فایل اصلی بدون مشکل است
ریاضیات در بسیاری از زمینهها مثل علوم طبیعی، مهندسی، پزشکی، اقتصاد و علوم اجتماعی یک علم ضروری است. با گذشت زمان، شاخههای کاملاً جدیدی در ریاضیات بهوجود آمدهاند؛ مثل نظریه بازیها. ریاضیدانان در ریاضیات محض (مطالعه ریاضی با هدف کشف هرچه بیشتر رازهای خود آن) بدون اینکه ... ...