پیوند ها

قسمتی از متن :
تفسیر مجمع البیان سوره کهف
تفسير 1-8
ستايش فروفرستنده قرآن
اين سوره مباركه بسان برخى ديگر از سوره هاى قرآن با ياد و نام خدا و ستايش او آغاز مى گردد، و در نخستين آيه اش آفريدگار هستى به مردم فرمان مى دهد كه او را اين گونه ستايش كنند:
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى اَنْزَلَ عَلى عَبْدِهِ الْكِتابَ
ستايش از آن خداوندى است كه اين كتاب پرمعنويت آسمانى را بر بنده برگزيده اش محمد صلى الله عليه وآله فروفرستاد، و با گزينش آن وجود گرانمايه به پيامبرى و پيام رسانى، او را برانگيخت و گرامى داشت.
وَ لَمْ يَجْعَلْ لَهُ عِوَجاً
به باور «ابن عباس» منظور اين است كه در قرآن شريف هيچ كژى و انحراف و ناسازگارى و ناهماهنگى نيست.
قَيِّماً
كتابى است كه برپادارنده عدل و داد، معتدل و مستقيم و به دور از هر كژى و تناقض است.
«فرّاء» مى گويد: منظور اين است كه قرآن بر ديگر كتاب هاى آسمانى برترى دارد و ضمن تصديق مفاهيم آنها و حراست از آنها، باطل و ناحق را از ساحت آنها دور ساخته و در همان حال بدان جهت كه آخرين پيام آسمانى است مقررات آنها را نسخ مى كند و مردم را به اين آخرين برنامه و پيام فرا مى خواند.
«ابو مسلم» مى گويد: منظور اين است كه، قرآن معيار سنجش و ارزشگذار مقررات دينى است و براى تعيين ارزش آنها، بايد به سوى قرآن روى آورد؛ درست همان گونه كه براى مشخص ساختن ارزش واقعى يك خانه به خبره آن روى مى آورند.
«اصّم» بر آن است كه قرآن شريف كتابى است كه تا روز رستاخيز ماندگار است، چراكه مقررات و مفاهيم آن روشن و گوياست و از هر كژى و انحراف و تناقض به دور است درست همان گونه كه در آيه ديگرى مى فرمايد:
و لو كان من عند غير اللّه لوجدوا فيه اختلافاً كثيراً (91)
آيا در مفاهيم قرآن نمى انديشند؟ اگر اين كتاب از سوى غير خدا بود بى گمان در آن اختلاف و ناهماهنگى بسيارى مى يافتند.
يادآورى مى گردد كه منظور از به دور بودن از كژى و انحراف كه در وصف قرآن آمده، اين است كه در كران تا كران آن، ذرّه اى بيهودگى و بى هدفى و تباهى و سستى و پوچى و بى فايده و بى ثمر بودن، وجود ندارد.
تفسير 9-16
پرتوى از سرگذشت درس آموز جوانان آزادى خواه
قرآن در اين آيات، نخست به سبك هنرمندانه و زيبايى به ترسيم دورنمايى از داستان پراسرار اين جوانان روشنفكر و ستم ستيز پرداخته و مى فرمايد:
اَمْ حَسِبْتَ اَنَّ اَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقيمِ كانُوا مِنْ اياتِنا عَجَباً.
هان اى پيامبر! چنين پنداشتى كه سرگذشت اصحاب «كهف» و «رقيم» از آيات شگفت انگيز و نشانه هاى پراسرار قدرت بى كران ماست؟
به باور «مجاهد» و «قتاده»، منظور اين است كه: اى پيامبر آيا مى پندارى كه سرگذشت «اصحاب كهف» و «رقيم» از آيات شگفت انگيز قدرت ماست؟ نه، آفرينش آسمان ها و زمين از اين سرگذشت ها نيز شگفت انگيزتر است.
امّا به باور برخى هنگامى كه جواب سه پرسش شرك گرايان به وسيله فرشته وحى نيامد و پيامبر نيز به اميد ايمان آنان در انتظار پيام خدا بود، اين آيه آمد كه: هان اى پيامبر! تو چنين پنداشتى كه داستان اصحاب «كهف» و «رقيم» شگفت انگيز است و اگر اينها را براى آنان بازگويى ايمان خواهند آورد؟
يادآورى مى گردد كه منظور از «كهف» همان غارى است كه آن جوانان ستم ستيز به آن پناه بردند.
اصحاب «رقيم» چه كسانى بودند؟
در مورد واژه «رقيم» و يا سرگذشت گروهى كه به اين نام آمده اند، ديدگاه ها متفاوت است:
تصاویری از چند صفحه نخست فایل :

توجه فرمایید بدلیل تهیه ی تصویر با نرم افزار های خارجی متن نمایش داده شده در تصاویر ممکن است دارای اشکالاتی در نمایش برخی حروف باشد که در فایل اصلی بدون مشکل است
برچسب های مهم