پیوند ها

سقوط بنی امیه - word (..docx) - دانلود,تحقیق,سقوط,بنی,امیه,دانلود
قسمتی از متن :
عنوان : عوامل زوال دولت بني اميه
از زمانی که دولت اموی تشکیل شد تا زمانی که توسط عباسیان از بین رفت اتفاقات مختلفی افتاد که موجبات سقوط این دولت را فراهم نمود. این حکومت با وجود این که آثار متعددی، همچون گسترش اسلام به مناطق دور و ترویج اسلام در این مناطق ضرب سکههای عربی ـ اسلامی و همین طور تدوین احادیث نبوی در دوره این حکومت، از خود بر جای گذاشت؛ اما در کنار آن خود نیز پی نابودی خود را کند.
قبل از بیان علل زوال این حکومت عبارتی از مسعودی آورده میشود که علت نابودی حکومت اموی از نگاه بزرگان بنی امیه را میرساند:
«به جای آن که در پی چیزی باشیم که بر ما واجب است، به خوش گذرانیهای خودمان مشغول شدیم؛ به مردم خود ستم کردیم، آنان از دادگری ما مأیوس شدند و آرزو کردند از دست ما راحت شوند، بر خراج دهندگان جفا کردیم، ما را واگذاشتند، زمینهای زراعتی ما خراب شد، بیت المالهای ما خالی شد، به وزیرانمان اعتماد کردیم، آنان وابستگان و خویشان خود را بر منافع ما ترجیح دادند و کارها را انجام میدادند، بی آنکه ما اطلاع داشته باشیم؛ مقرری سپاهیان به تأخیر افتاد، از اطاعت ما بیرون رفتند، دشمنان ما ایشان را خواندند و با آنان بر جنگ با ما همدست شدند؛ دشمنان، ما را به جنگ فرا میخواندند؛ اما ما به علت کمبود یاورانمان از پاسخ به آنان عاجز ماندیم؛ اخبار و اطلاعات را از ما پنهان داشتند و اینها از علل عمده نابودی حکومت ما بود».
تأیید این حرف را میتوان در سخنان یکی از دعوت کنندگان به بنی عباس مشاهده کرد: «مرگ بر شما، آيا كشته شدن پدرم خالد و ستم بنى اميه و قطع مقررى خود را از سوى ايشان از ياد بردهايد؟ اى عموزادگان، خداوند پادشاهى بنى اميه را نابود ساخت و آن را از ايشان به ديگران برگرداند، اكنون به پسر عموى خود بپيونديد».
بررسی عوامل زوال
اگر نگاهی کلی به حکومت امویان شود به وضوح مشخص است که همبستگی که در خلافت امویان وجود داشت تا دوران هشام بن عبدالملک از بین رفت و عوامل متعددی همچون طرفداری هشام از هاشمیان و درگیریها و شورشهای داخلی بعد از هشام باعث اختلافات بین رجال اموی شد که باعث از بین رفتن انسجامشان شد. از سوی دیگر موضعگیریها و جنگهای خاندانی که بعد از مرگ ولید دوم رخ داد باعث شکسته شدن هیبت و عظمت این حکومت شد و نظر مردم را به خود بیش از پیش منفی ساخت. با به حکومت رسیدن مروان دوم، با وجود شجاعت و درایت او، اوضاع پریشان حکومت امویان سامان نیافت و جنگهای خاندانی؛ همچون جنگ مروان دوم و سلیمان بن هشام بن عبدالملک به وقوع پیوست و آن عاملی برای سقوط این دولت گردید.
با توضیحاتی که بیان گردید مشخص میشود که علل سقوط این حکومت در طول دوره زمانی نسبتا طولانی اتفاق افتاده است که در این مقاله به مهمترین این عوامل اشاره میگردد:
1- اختلاف بین امویان
در زمانی که عثمان بن عفان خلافت را برعهده داشت قومگرایی و تلاش برای شخصی سازی حکومت را رواج داد و بنی امیه نیز که از ابتدا به دور او جمع شدند، راه او را ادامه دادند. در زمان معاویه این تفکر به بار نشست هر چند که از لحاظ اداری یا نظامی، این خاندان نقش مهمی در اداره حکومت معاویه نداشته است، چرا که بیشتر فرماندهان و استانداران معاویه از غیر از خاندان اموی بوده است، البته او به خاندانش جفا نکرد و از آنان کمک گرفت از جمله آن استفاده از مروان بن حکم در مسأله ولایت عهدی بود به این صورت که به وی اعتماد کرد و برای گرفتن بیعت از حجاز برای پسرش یزید، او را به حجاز فرستاد و مروان را نیز ولی عهد یزید کرد. معاویه گاهی اوقات برای جلوگیری از حملات سیاسی از سوی این دو گروه، بین آنان اختلاف به وجود میآورد که از نمونههای آن میتوان به اختلاف افکنی بین مروان بن حکم و سعید بن عاص اشاره نمود. از همین جا اختلاف در مسائل سیاسی بین رجال سیاسی ایجاد شد و با مطرح شدن مسئله ولایت عهدی مروان این اختلاف شدت گرفت.
تصاویری از چند صفحه نخست فایل :

توجه فرمایید بدلیل تهیه ی تصویر با نرم افزار های خارجی متن نمایش داده شده در تصاویر ممکن است دارای اشکالاتی در نمایش برخی حروف باشد که در فایل اصلی بدون مشکل است