پیوند ها
قسمتی از متن :
1
وَ لا تَنكِحُوا مَا نَكَحَ ءَابَاؤُكم مِّنَ النِّساءِ إِلا مَا قَدْ سلَف إِنَّهُ كانَ فَحِشةً وَ مَقْتاً وَ ساءَ سبِيلاً (22)
ترجمه:
و ازدواج نكنيد با زنانى كه پدران شما با آنها ازدواج كردهاند ، مگر آنها كه در گذشته ( قبل از نزول اين حكم ) انجام شده است ، زيرا اين كار عمل زشت و تنفرآورى است و روش نادرستى مىباشد .
شان نزول:
در زمان جاهليت معمول بود كه هر گاه كسى از دنيا مىرفت و همسر و فرزندان از خود بيادگار مىگذاشت ، در صورتى كه آن همسر ، نامادرى فرزندان او بود ، فرزندانش نامادرى را همانند اموال او به ارث مىبردند ، به اين ترتيب كه آنها حق داشتند با نامادرى خود ازدواج كنند و يا او را به ازدواج شخص ديگرى در آورند ، پس از اسلام ، حادثهاى براى يكى از مسلمانان پيش آمد و آن اين كه : يكى از انصار بنام ابو قيس از دنيا رفت فرزندش به نامادرى خود پيشنهاد ازدواج نمود ، آن زن گفت : من ترا فرزند خود مىدانم و چنين كارى را شايسته نمىبينم
تفسير نمونه ج : 3 ص : 325
ولى با اين حال از پيغمبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) كسب تكليف مىكنم ، سپس موضوع را خدمت پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) عرض كرد ، و كسب تكليف نمود ، آيه فوق نازل شد و از اين كار به شدت نهى كرد .
تفسير :
همانطور كه در شان نزول نيز اشاره شد ، آيه خط بطلان به يكى از اعمال ناپسند دوران جاهليت مىكشد و مىگويد : و لا تنكحوا ما نكح آبائكم من النساء : با زنانى كه پدران شما با آنها ازدواج كردهاند ازدواج نكنيد .
اما از آنجا كه هيچ قانونى معمولا شامل گذشته نمىشود ، اضافه مىفرمايد الا ما قد سلف : مگر ازدواجهائى كه پيش از اين انجام شده است .
سپس براى تاكيد مطلب ، سه تعبير شديد در باره اين نوع ازدواج بيان مىفرمايد : نخست اين كه مىگويد : اين عمل ، كار بسيار زشتى است ( انه كان فاحشة ) و بعد اضافه مىكند : عملى است كه موجب تنفر در افكار مردم است يعنى طبع بشر آن را نمىپسندد ( و مقتا ) و در پايان مىفرمايد : روش نادرستى است ( و ساء سبيلا ) حتى در تاريخ مىخوانيم كه مردم جاهلى نيز اين نوع ازدواج را مقت ( تنفرآميز ) و فرزندانى كه ثمره آن بودند مقيت ( فرزندان مورد تنفر ) مىناميدند .
روشن است كه اين حكم بخاطر مصالح و فلسفههاى مختلفى مقرر شده ، زيرا ازدواج با نامادرى از يكسو همانند ازدواج با مادر است چون نامادرى در حكم مادر دوم محسوب مىشود .
و از سوى ديگر تجاوز به حريم پدر و هتك احترام او است .
و از همه گذشته اين عمل ، تخم نفاق را در ميان فرزندان يك شخص مىپاشد زيرا ممكن است بر سر تصاحب نامادرى ميان آنها اختلاف واقع شود حتى ميان
تفسير نمونه ج : 3 ص : 326
پدر و فرزند ايجاد رقابت مىكند زيرا معمولا ميان همسر دوم و همسر اول رقابت و حسادت وجود دارد ، اگر اين كار ( ازدواج با نامادرى ) دو حيات پدر ( پس از طلاق نامادرى ) انجام گيرد دليل حسادت آن روشن است ، و اگر بعد از مرگ او صورت گيرد نيز ممكن است يك نوع حسادت ، نسبت به پدر از دست رفته خود پيدا كند .
تعبيرات سهگانهاى كه در باره نكوهش اين عمل در آيه فوق آمده ، بعيد نيست به ترتيب اشاره به سه فلسفه بالا باشد .
حُرِّمَت عَلَيْكمْ أُمَّهَتُكُمْ وَ بَنَاتُكُمْ وَ أَخَوَتُكمْ وَ عَمَّتُكُمْ وَ خَلَتُكُمْ وَ بَنَات الأَخ وَ بَنَات الأُخْتِ وَ أُمَّهَتُكمُ الَّتى أَرْضعْنَكُمْ وَ أَخَوَتُكم مِّنَ الرَّضعَةِ وَ أُمَّهَت نِسائكمْ وَ رَبَئبُكمُ الَّتى فى حُجُورِكم مِّن نِّسائكُمُ الَّتى دَخَلْتُم بِهِنَّ فَإِن لَّمْ تَكُونُوا دَخَلْتُم بِهِنَّ فَلا جُنَاحَ عَلَيْكمْ وَ حَلَئلُ أَبْنَائكمُ الَّذِينَ مِنْ أَصلَبِكمْ وَ أَن تَجْمَعُوا بَينَ الأُخْتَينِ إِلا مَا قَدْ سلَف إِنَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَّحِيماً(23)
ترجمه :
23 - حرام شده است بر شما مادرانتان و دختران و خواهران و عمهها و خالهها و دختران برادر و دختران خواهر شما و مادرانيكه شما را شير دادهاند و خواهران رضاعى شما و مادران همسر و دختران همسرتان كه در دامان شما پرورش يافتهاند از همسرانيكه با آنها آميزش جنسى داشتهايد و چنانچه آميزش جنسى با آنها نداشتهايد ( دختران آنها ) براى شما مانعى ندارد و ( همچنين ) همسرهاى پسرانتان كه از نسل شما هستند ( نه پسرخواندهها ) و ( نيز حرام است بر شما ) اينكه جمع ميان دو خواهر كنيد مگر آنچه در گذشته واقع شده خداوند آمرزنده و مهربان است .
تفسير نمونه ج : 3 ص : 327
تفسير : تحريم ازدواج با محارم
2
در اين آيه به محارم يعنى زنانى كه ازدواج با آنها ممنوع است اشاره شده است و بر اساس آن محرميت از سه راه ممكن است پيدا شود :
1 - ولادت كه از آن تعبير به ارتباط نسبى مىشود .
2 - از طريق ازدواج كه به آن ارتباط سببى مىگويند .
3 - از طريق شيرخوارگى كه به آن ارتباط رضاعى گفته مىشود .
نخست اشاره به محارم نسبى كه هفت دسته هستند كرده و مىفرمايد : حرمت عليكم امهاتكم و بناتكم و اخواتكم و عماتكم و خالاتكم و بنات الاخ و بنات الاخت : مادران شما و دخترانتان و خواهرانتان و عمهها و خاله - هايتان و دختران برادر و دختران خواهرانتان بر شما حرام شدهاند .
بايد توجه داشت كه منظور از مادر فقط آن زنى كه انسان بلا واسطه از او تولد شده ، نيست بلكه جده و مادر جده و مادر پدر و مانند آنها را شامل مىشود همانطور كه منظور از دختر ، تنها دختر بلا واسطه نيست بلكه دختر و دختر پسر و دختر دختر و فرزندان آنها را نيز در بر مىگيرد و همچنين در مورد پنج دسته ديگر .
نا گفته پيدا است كه همه افراد طبعا از اين گونه ازدواجها تنفر دارند و بهمين دليل همه اقوام و ملل ( جز افراد كمى ) ازدواج با محارم را ممنوع مىدانند و حتى مجوسىها كه در منابع اصلى خود قائل به جواز اين گونه ازدواجها بودهاند ، امروز آن را انكار مىكنند .
گرچه بعضى كوشش دارند كه اين موضوع را ناشى از يك عادت و رسم كهن بدانند ولى مىدانيم عموميت يك قانون در ميان تمام افراد بشر ، در قرون و اعصار
تفسير نمونه ج : 3 ص : 328
طولانى ، معمولا حكايت از فطرى بودن آن مىكند ، زيرا رسم و عادت نمىتواند عمومى و دائمى گردد .
از اين گذشته امروز اين حقيقت ثابت شده كه ازدواج افراد همخون با يكديگر خطرات فراوانى دارد يعنى بيمارى نهفته و ارثى را آشكار و تشديد مىكند ( نه اين كه خود آن توليد بيمارى كند ) حتى بعضى ، گذشته از محارم ، ازدواج با اقوام نسبتا دورتر را مانند عموزادهها را با يكديگر خوب نمىدانند و معتقدند خطرات بيمارىهاى ارثى را تشديد مىنمايد ولى اين مسئله اگر در خويشاوندان دور مشكلى ايجاد نكند ( همانطور كه غالبا نمىكند ) در خويشان نزديك كه همخونى شديدتر است مسلما توليد اشكال خواهد كرد .
بعلاوه در ميان محارم جاذبه و كشش جنسى معمولا وجود ندارد زيرا محارم غالبا با هم بزرگ مىشوند و براى يكديگر يك موجود عادى و معمولى هستند و موارد نادر و استثنائى نمىتواند مقياس قوانين عمومى و كلى گردد و مىدانيم كه جاذبه جنسى ، شرط استحكام پيوند زناشوئى است ، بنا بر اين اگر ازدواجى در ميان محارم صورت گيرد ، ناپايدار و سست خواهد بود .
سپس به محارم رضاعى اشاره كرده و مىفرمايد : و امهاتكم اللاتى ارضعنكم و اخواتكم من الرضاعه : و مادرانى كه شما را شير مىدهند و خواهران رضاعى شما بر شما حرامند .
گرچه قرآن در اين قسمت از آيه تنها به دو دسته يعنى خواهران و مادران رضاعى اشاره كرده ولى طبق روايات فراوانى كه در دست است ، محارم رضاعى منحصر به اينها نيستند ، بلكه طبق حديث معروف كه از پيغمبر اكرم (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) نقل شده
تفسير نمونه ج : 3 ص : 329
يحرم من الرضاع ما يحرم من النسب : تمام كسانى كه از نظر ارتباط نسبى حرامند از نظر شيرخوارگى نيز حرام مىشوند .
البته مقدار شيرخوارگى كه تاثير در محرميت مىكند و همچنين شرائط و كيفيت آن ، ريزهكاريهاى فراوانى دارد كه در كتابهاى فقهى آمده است .
فلسفه تحريم محارم رضاعى اين است كه با پرورش گوشت و استخوان آنها با شير شخص معينى شباهت به فرزندان او پيدا مىكند ، مثلا زنيكه كودكى را به اندازهاى شير مىدهد كه بدن او با آن شير نمو مخصوصى مىكند يك نوع شباهت در ميان آن كودك و ساير فرزندان آن زن پيدا مىشود و در حقيقت هر كدام جزئى از بدن آن مادر محسوب مىگردند و همانند دو برادر نسبى هستند .
و در آخرين مرحله اشاره به دسته سوم از محارم كرده و آنها را تحت چند عنوان بيان مىكند :
1 - و امهات نسائكم : و مادران همسرانتان يعنى به مجرد اينكه زنى به ازدواج مردى در آمد و صيغه عقد جارى گشت مادر او و مادر مادر او و ... بر او حرام ابدى مىشوند .
2 - و ربائبكم اللاتى فى حجوركم من نسائكم اللاتى دخلتم بهن : و دختران همسرانتان كه در دامان شما قرار دارند به شرط اينكه با آن همسر آميزش جنسى پيدا كرده باشيد يعنى تنها با عقد شرعى يك زن دختران او كه از شوهر ديگرى بودهاند بر شوهر حرام نمىشوند ، بلكه مشروط بر اين است كه علاوه بر عقد شرعى با آن زن همبستر هم شده باشد .
وجود اين قيد در اين مورد تاييد مىكند كه حكم مادر همسر كه در جمله سابق گذشت مشروط به چنين شرطى نيست ، و به اصطلاح اطلاق حكم را تقويت مىكند .
گرچه ظاهر قيد فى حجوركم : در دامان شما باشند چنين مىفهماند كه اگر دختر همسر از شوهر ديگر در دامان انسان پرورش نيابد بر او حرام نيست ولى به قرينه روايات و مسلم بودن حكم ، اين قيد به اصطلاح قيد احترازى نيست
تصاویری از چند صفحه نخست فایل :

توجه فرمایید بدلیل تهیه ی تصویر با نرم افزار های خارجی متن نمایش داده شده در تصاویر ممکن است دارای اشکالاتی در نمایش برخی حروف باشد که در فایل اصلی بدون مشکل است