پیوند ها
قسمتی از متن :
2
يونس و ماهي
مقدمه :
داستان یونس بن متی آکنده از شگفتی هاست : یونس بر قومی که دعوتش را نمی پذیرفتند و به حق نمی گروند، خشم می گیرد و از خداوند می خواهد که بر آنان عذاب فرستد و خود بی فرمان حق از میان شان بیرون می رود اما با شندگان زمین با مشاهده نشانه عذاب توبه می کنند و ایمان می آورند و یونس که نمی داند بیم کردگان ، باوردارندگان شده اند آنان که خدای را انبازان می گفتد و آلوده دنیا و دلبسته لعب و لهو بوند از آتش خشم خدا جان به سلامت برده اند مورد عتاب و خطاب قرار می گیرد و به عقوبت گناه نافرمانی روزگاری بندی شکم ماهی ای سترگ که فرو می بردش می شود و در آن خلوتگاه عذر تقصیر می خواهد و می نالد و می زارد تا سرانجام خداوند بر بنده برگزیده اش می بخشاید . در سرگذشت یونس وقایع شگفت دیگر نیز هست که در متن کتاب آمده اند اما شگرف ترین آن حوادث همان دو موردی است که خاطر نشان ساختیم.
این حوادث و سوانح حیرت انگیز را چگونه باید فهم و تفسیر کرد؟ گردنکشی و سرپیچی یونس چه سببی دارد؟ ماهی آدم او بار و افتادن یونس در دهان نهنگ دریا، رمز چه معنایی است ؟ بیرون آمدن یونس از کام ماهی، اشاره به انگیختن خلق، به رستاخیز معنوی و روحانی و یا باز آفریدن پس از مرگ جسمانی است ؟ دریا شکافتن ماهی یا دریا گذراندن یونس ، سه یا چهل شبانروز ، نماد چه چیزی است ؟ ایا آسمان، نماد روح اشراقی یا ابر خود آگاهی و یا شادی و بهجت مینوی است و خورشید نماد حدت و بصیرت روح و حقیقت روشنی بخش و ستارگان نماد آرمان های رهنمون و ماه با روشنایی افسونگرش
3
يونس و ماهي
رمز وسوسه های ناخود آگاه که گاه دلفریب اند و گاه تشویش انگیز و نان یا گندم رمز غذای روح یا روحانیت ومعنویت و باده ارغوانی رمز والایش و دوزخ رمز خود خواهی و رعونت نفس و عدد چهار رمز زندگانی زمینی که در معرض وسوسه انگیزی ها و فتنه گری هاست و یا ماده و زمین روزی رسان و عدد سه رمز روح و.. ؟ ایا این قصه ، قصه ای متشابه است که معنایش را به ظاهر نمی توان دانست چون به دلیلی و تفسیری که بیان مراد کند محتاج است ؟ اینها همه پرسشهایی است که با خواندن قصه عبرتناک یونس به ذهن می رسد و نگارنده می کوشد تا بر اساس تفاسیر ثقه و معتمد و استوار و نیز تا آنجا که خمود می تواند بداند و دریابد برای برخی از آ«ها پاسخی که خاطر را خرسند بدارد بیابد.
روايت توراتي
خداوند به یوناه بن متی یا امتای Jonas امر می کند که به شهر نینوا رفته مردم را از فساد و شارت بر حذر دارد و حجت بر ایشان گیرد . (یونس) برای گریز از امتثال امر خدا به یافو به کشتی نشسته عازم ترشیش (rarsis) می شود در دریا ناگهان باد شدید وزیدن می گیرد و تلاطم عظیمی بر می انگیزد به حدی که نزدیک بود کشتی شکسته و غرق شود . ملاحان سخت ترسیده از سرنشینان که از ملل و اقوام گوناگونند می خواهند هر کس به درگاه خدایی که می پرستد دعا کرده تقاضای نجات کند و نیز همه بار و بنه ای را که با خود آورده اند به به دریا اندازند تا کشتی سبک شود اما در میان آن همهمه و آشوب یونس به ته سفینه رفت فرود آمده آسوده می خوابد ! ناخدای کشتی سگفت زده او را بی خیال خفته می یابد و به وی می گوید ترا چه می شود برخیز و تو نیز از خدایت بخواه که ما را از این بلای مرگبار برهاند . ولی دریا آرام نمی گیرد سرنشینان با خود می گویند بهتر آنست که قرعه اندازیم تا بدانیم که مسبب نزول این بلا کیست ؟ چون در روزگاران پیشین حضور گناهکاری بر کشتی ، خطری برای همه بود . پس قرعه انداختند و قرعه به نام یونس می افتد . در شگفت می شوند و از او می پرسند کیستی ، چه کرده ای ، شغلت چیست ، از کجا آمده ای از چه قومی وطت کجاست ؟ یونس پاسخ می دهد من عبرانی ام و حدیثش را حکایت می کند و اقرار می آورد که از یهوه گریخته است کشتی نشینان از اینکهوی دل به دریا زده و خدا گریزان شده است سخت می ترسند و به وی می گویند با تو چه کنیم تا دریا آرام گیرد ؟ یونس می گوید مرا به دریا اندازید زیرا می دانم که مسبب وقع این تلاطم عظیم من هستم . سرنشینان که از قدرت یهوه هراسناکند نخست دو دل می شوند ولی سرانجام یونس را به دریا می افکنند و در دم دریا آرام می گیرد
تصاویری از چند صفحه نخست فایل :

توجه فرمایید بدلیل تهیه ی تصویر با نرم افزار های خارجی متن نمایش داده شده در تصاویر ممکن است دارای اشکالاتی در نمایش برخی حروف باشد که در فایل اصلی بدون مشکل است