پیوند ها

قسمتی از متن :
2
سفرنامه شاردن
رود ارس حد فاصل ميان ارمنستان و ماد است . در روزگاران بسيار دور ماد بر بيشتر قاره آسيا تسلط داشته اما اکنون فقط قسمتي از يک استان ايران است که ايرانيان آذربايجان يا اسور پايکان مي نامند . اين ايالت يکي از بزرگترين ايالات ايران است از مشرق به دريای خزر و هيرکاني از جنوب به ايالت پارت از مغرب به رودخانه ارس و ارمنستان عليا و از شمال به داغستان محدود است . و داغستان چنان که پيش از اين اشاره شد سرزميني است کوهستاني هو مرز قزاقستان مسکوی و قسمتي از سلسله جبال توروس .
آذربايجان شامل دو قسمت شرقي و غربي است . مصنفان قديم آذربايجان شرقي را آذرکا و آذربايجان غربي يا آذربايجان کوچک را آتروپاتي يا آتروپاتن ناميده اند ، و آشور قسمتي از ارمنستان علياست .
ايرانيان بر اين اعتقادند که اذربايجان از اين جهت بدين نام خوانده شده که جايگاه بزرگ ترين و معروف ترين آتشکده از آتشي نگهباني مي شده که از نظر زردشتيان نشان از فروغ يزدان داشته و موبد موبدان يا رهبر همه زردشتيان در آن مي زيسته است . گبرها که بازماندگان زردشتيان مي باشند و به آتش حرمت بسيار مي نهند براين باورند که آتشگاه در محلي بوده که تا شماخي دو روز راه فاصله داشته است . و مي گويند هنوز اين آتش مقدس که از زير زمين بيرون مي آيأ به شکل شعله ای فروزان است . امتياز ديگری نيز برای آتش مقدس خود قائلند که بيشتر به شوخي و طنز پردازی شبيه است . آنان مي گويند اگر در زمين آتشکده سوراخي ايجاد کنند ، ديگي پرآب رويش بگذارند و چيزی در ديگ بريزند بر اثر حرارت آتش مقدس آب ديگ به جوش مي آيد و آنچه در آنست پخته مي شود .
اما وحه تسميه آذربايجان به شرحي که پيش از اين گفته شد درست است زيرا آز مضاف اليه ار يا اور مي باشد که در غالب زبانهای باستاني خاور زمين به معني آتش ، و پايکان به معني جايگاه و سرزمين مي باشد ، و من از اظهار نظر کساني که اين سرزمين را آسور پايکان ناميده مي شود . به عقيده من اين تعبير و تفسير دارای همان معني است زيرا آسور نيز از آز و اور که به معني آتش است مشق شده است .
حضرت موسي آن جا که از نمرود پادشاه بت پرستي که آتش پرستي که آتش پرستي را رواج داد و سرزميني را که سام از پدرش به ميراث يافته بود تصرف کرد سخن به ميان مي آورد ، مي گويد : پسران سام که يکي از آنان آسور بود پس از اين که نمرود ميراث پدرشان را از ايشان گرفت از آن جا بيرون شدند . بنا براين مي توان گفت که آسور را به علت کناره گيريش از روش و آيين آتش پرستان يا به سبب بيرون شدن از سرزمين کلده که در آن زمان آتش پرستي در آن جا رواج داشت به اين اسم ناميده است . چنان که فصل يازدهم سفر تکوين نيز بيانگر اين واقعيت مي باشد . مصنفان قديم بر اين قولند که کلده کشور اوريا سرزمين آتش ناميده مي شده ، و بطلميوس از شهری از آن نام مي برد که اوراکو يعني جايگاه آتش خوانده مي شده است . چه "گا" با الف ممدود ، _ گا _ کلمه ای فارسي و به معني جايگاه و مکان است .
2
اين نکته ياد کردني است که اسامي قديمي در طي قرون ، بر اثر آسانگيری و غفلت و ناداني يا بي خبری نسخه برادران يا اختلاف لهجه ها و تلفظات مؤلفان و مصنفان و مترجمان چنان تحريف شده و تغيير يافته که هنگام تطبيق اسامي قديم با نامهای جديد مشابه يکديگر نيستند و نبايد آنها را يکسان و هم معني به شمار آورد . از آنچه گفته شد مي توان نتيجه گرفت که آنان که بر اين اعتقادند آذربايجان قسمتي از شمال سوريه است و نام آن از اسم آردوابيگارا پايتخت سوريه گرفته شده سخت در اشتباه مي باشند .
ايرانيان اين ايالت پهناور را به سه قسمت تقسيم مي کنند به اين شرح : شيروان و شماخي و آذربايجان . استرابن در کتاب يازدهم خود اين سرزمين را فقط به دو قسمت کوچک و بزرگ تقسيم کرده است . بطلميوس و ديگر جغرافي دانان بزرگ و مشهر به طور کلي درباره اين سرزمين تقسيماتي قائل نشده اند .
روز چهاردهم در مسيری که تپه و پشته بسيار داشت پنج فرسنگ پيش رفتيم . راهي که در اين روز پيموديم دنباله راه روزهای پيش در جهت شمال غرب بود . در طرف چپ از دشت وسيعي گذشتيم که ميدان جنگ ايرانيان و عثمانيان بوده است . مردم محل به ما توده های عظيمي سنگ نشان دادند و گفتند در همين محل سلطلن سليم پادشاه عثماني پسر شاه سليمان کبير با شاه اسماعيل پادشاه صفوي جنگيده است .
راه پيمائي آن روز ما در آلاکو پايان يافت . ايرانيان مي گويند اين شهر را که بر اثر جنگهای ايران و عثماني ويران شده هلاکو پادشاه تاتارها که قسمت بزرگي از قاره آسيا را زير فرمان خود درآورد بنا کرد .
روز پانزدهم گرچه راه هموارتر و صاف تر از راه روز پيش بود ، بيشتر پيش نرفتيم ، و در مرند فرود آمديم . مرند شهری زيبا و خوش منظر و خوبست و قريب دو هزار و پانصد خانه دارد ، و در داخل و بيرون آن باغهای بزرگ و دلگشا بسيار است . اين شهر در آخر جلگه ای که به کوهي کوچک منتهي مي شود واقع است . شهری است حاصلخيز و زيبا و رودخانه ای به نام زلولو از ميان آن مي گذرد ، و مردم آب اين رودخانه را به جويهای کوچکي تقسيم کرده اند ، و از آنها برای آبياری باغها و بوستانها و کشتزارهای خود استفاده مي کنند . مرند از نخجوان آبادتر ، خوش منظرتر و پرجمعيت تر است و ميوه هايش از نظر فراواني و لطافت و مزه از ميوه همه شهرهای سرزمين ماد بهتر است .
تصاویری از چند صفحه نخست فایل :

توجه فرمایید بدلیل تهیه ی تصویر با نرم افزار های خارجی متن نمایش داده شده در تصاویر ممکن است دارای اشکالاتی در نمایش برخی حروف باشد که در فایل اصلی بدون مشکل است
ریاضیات در بسیاری از زمینهها مثل علوم طبیعی، مهندسی، پزشکی، اقتصاد و علوم اجتماعی یک علم ضروری است. با گذشت زمان، شاخههای کاملاً جدیدی در ریاضیات بهوجود آمدهاند؛ مثل نظریه بازیها. ریاضیدانان در ریاضیات محض (مطالعه ریاضی با هدف کشف هرچه بیشتر رازهای خود آن) بدون اینکه ... ...