دانلود مقاله جنگ حنین 

23 ‏متن شماره 2 ‏فروشگاه فایل,همکاری,فروش,فایل,فایل کار,فروشگاه,خرید,دانود,همکاری در فروشهمکاری در فروش - فایل - فروشگاه فایل - فایل کار - مشارکت در فروش فایل - خرید - دانلود - مقاله - تحقیق

http://kia-ir.ir

اشتراک در خبرنامه

جهت عضویت در خبرنامه لطفا ایمیل خود را ثبت نمائید

Captcha

آمار بازدید

  • بازدید امروز : 3555
  • بازدید دیروز : 1209
  • بازدید کل : 5709202

پیوند ها

دانلود مقاله جنگ حنین


دانلود مقاله جنگ حنین

خریدار گرامی شما میتوانید فایل (جنگ حنین) را ویرایش کنید.

جنگ حنین - word (..doc) - دانلود,مقاله,جنگ,حنین,دانلود

قسمتی از متن :

 

1

‏جنگ حنین

‏پیغمبر اسلام پس از فتح مكه پانزده روز در مكه ماند و در این مدت به نشر تعالیم اسلام و محو آثار شرك و بت پرستى كه قرنها بر آن سرزمین حكومت كرده و پایگاه توحید را به صورت مركز شرك در آورده بود همت گماشت و در ضمن با خویشان خود نیز تجدید عهدى كرده و در سایه اسلام همه كدورتها و اختلافات برطرف گردید و محیط انس و الفتى در كنار بناى با عظمت كعبه براى همه افرادى كه در مكه بودند و یا از مدینه به همراه رسول خدا(ص)آمده بودند، فراهم شده بود.

‏اما نیروى اهریمنى شیطان كه حاضر نبود به این آسانى در برابر نیروى توحید و اسلام تسلیم گردد این بار فكر خود را به سوى قبایل اطراف مكه متوجه كرد و آنجا را دامنه فعالیت‏خویش قرار داد و گروهى از بت پرستان و سركردگان آن حدود را كه هنوز مسلمان نشده و محمد(ص)را به عنوان یك كشور گشایى كه مى‏خواهد همه قبایل را تحت تسلط خویش در آورد و بر آنها حكومت كند مى‏شناختند تحریك كرد تا جبهه واحدى بر ضد پیغمبر اسلام تشكیل دهند و پیش از آنكه از طرف مسلمانان مورد حمله قرار گیرند آنها براى جنگ و حمله آماده شوند.

‏در میان سران قبایل مزبور مالك بن عوف نصرى بیش از دیگران جنب و جوش داشت و براى گرد آوردن قبایل فعالیت مى‏كرد و با اینكه حدود سى سال بیشتر از عمر او نمى‏گذشت‏به خاطر شجاعت و سلحشورى كه داشت مورد احترام قبایل پرجمعیت آن اطراف بود و از وى حرف شنوایى داشتند. وى تا جایى كه توانست قبیله‏هاى ساكن كوههاى جنوبى مكه را كه از هوازن بودند مانند بنى سعد (2) ، بنى جشم، بنى هلال و همچنین قبیله ثقیف را كه در طائف سكونت داشتند با خود همراه كرده و به نقل برخى از مورخان نزدیك به سى هزار نفر از آنها را در جایى به نام‏«اوطاس‏» (3) براى جنگ بامسلمانان و زدن یك ضربه كارى به لشكر اسلام جمع كرد و خود او نیز فرماندهى آنها را به عهده گرفت و تحت فرمان او به سوى حنین حركت كردند.

‏اى گروه هوازن یا از من اطاعت و پیروى كنید و یا هم اكنون نوك شمشیر را بر سینه‏ام مى‏گذارم و آن قدر فشار مى‏دهم تا از پشت‏سرم بیرون آید و بدین ترتیب به‏زندگى خود خاتمه مى‏دهم!

2

‏مالك دستور داده هر كس مى‏خواهد در این جنگ شركت كند باید زن و فرزند و اموال خود را نیز همراه بیاورد و منظورش این بود كه مردان در هنگامه جنگ بهتر پایدارى كنند و به خاطر مال و زن و فرزند هم كه شده تا سر حد مرگ مقاومت داشته باشند.

‏در میان لشكریان مزبور پیرمردى سالخورده و با تجربه در فنون جنگى وجود داشت كه نامش درید بن صمة بود و از قبیله بنى جشم محسوب مى‏شد و با اینكه كارى از او ساخته نبود و كهولت و پیرى مانع از آن بود كه بتواند جنگ كند و بخصوص كه بنا بر نقل جمعى از مورخین نابینا نیز شده بود، اما قبیله‏هاى هوازن معمولا او را در جنگها همراه مى‏بردند تا از تجربیات و اطلاعات جنگى او استفاده كنند.

‏درید بن صمه وقتى صداى زن و بچه و چهارپایان به گوشش خورد و دانست كه به دستور مالك آنها را همراه آورده‏اند، او را خواست و به وى پرخاش كرده گفت: تو را به جنگ چه كار؟تو گوسفند چرانى بیش نیستى؟آخر این چه كارى است كرده‏اى؟مگر از لشكر فرارى چیزى مى‏تواند جلوگیرى كند؟اگر جنگ به پیروزى تو انجام شود كه همان مردان جنگى و شمشیر و نیزه‏شان به كار تو خورده و مورد استفاده قرار گرفته و اگر به شكست تو منجر گردد آن وقت است كه همه چیز را از دست داده و تمام دارایى و ما یملك خود را تسلیم دشمن كرده‏اى و با اسارت زن و فرزند رسوا خواهى شد؟مصلحت در آن است كه زن و فرزند و اموال را بازگردانى و همان مردان جنگى را با خود ببرى!

‏مالك بن عوف كه به فكر خود مغرور بود حاضر نشد سخن درید را بشنود و چون درید سخن‏ خود را تكرار كرد و یكى دو تذكر دیگر نیز به او داد مالك بن عوف با بى‏اعتنایى و تمسخر بدو گفت: تو پیر و فرتوت شده‏اى و افكارت نیز فرسوده شده و به كار ما نمى‏خورد، و چون پافشارى درید بن صمه را دید رو به لشكریان كرد و گفت:

‏اى گروه هوازن یا از من اطاعت و پیروى كنید و یا هم اكنون نوك شمشیر را بر سینه‏ام مى‏گذارم و آن قدر فشار مى‏دهم تا از پشت‏سرم بیرون آید و بدین ترتیب به‏زندگى خود خاتمه مى‏دهم!

‏قبایل هوازن كه چنان دیدند گفتند: مطمئن باش ما فرمانبردار تو هستیم، و درید كه چنان دید آه سردى از دل كشید و گفت: باشد تا این روز را كه ندیده‏ایم از نزدیك ببینیم و سپس یك رباعى گفت كه حكایت از افسردگى و پشیمانى او در حضور این معركه مى‏كرد.

 

 


 

تصاویری از چند صفحه نخست فایل :

 

توجه فرمایید بدلیل تهیه ی تصویر با نرم افزار های خارجی متن نمایش داده شده در تصاویر ممکن است دارای اشکالاتی در نمایش برخی حروف باشد که در فایل اصلی بدون مشکل است

  انتشار : ۲۰ مرداد ۱۳۹۷               تعداد بازدید : 306

فروشگاه فایل,همکاری,فروش,فایل,فایل کار,فروشگاه,خرید,دانود,همکاری در فروشهمکاری در فروش - فایل - فروشگاه فایل - فایل کار - مشارکت در فروش فایل - خرید - دانلود - مقاله - تحقیق

فید خبر خوان    نقشه سایت    تماس با ما