پیوند ها

قسمتی از متن :
1
رستم و سهراب
كنون رزم ويروس و رستم شنو دگرها شنيدستي اين هم شنو
كه اسفنديارش يك ديسک داد بگفتا به رستم كه اي نيكزاد
در اين ديسک باشد يكي فايل ناب كه بگرفتم از سايت افراسياب
چنين گفت رستم به اسفنديار كه من گشنمه نون سنگك بيار
جوابش چنين داد خندان طرف كه من نون سنگك ندارم به كف
برو حال مي كن بدين ديسک هان! كه هم نون و هب باشد در آن
تهمتن روان شد سوي خانه اش شتابان به ديدار رايانه اش
چو آمد به نزد ميني تاوراش بزد ضربه بر دكمه پاور اش
دگر صبر و آرام و طاقت نداشت مَر آن ديسک را در درايو اش گذاشت
نكرد هيچ صبر و نداد هيچ لفت يكى ليست از نقشه ديسكت گرفت
در آن ديسک ديدش يكي فايل بود بزد اينتر آنجا و اِجرا نمود
كز آن يك دموشد پس از آن عيان ابا فيلم و موزيك و شرح و بيان
به ناگه چنان سيستمش كرد هنگ كه رستم در آن ماند مهبوت و مَنگ
چو رستم دگر باره ريست نمود همى كرد هنگ و همان شد كه بود
تهمتن كلافه شد و داد زد ز بخت بد خويش فرياد زد
چو تهمينه فرياد رستم شنود بيامد كه ليسانس رايانه بود
بدو گفت همه مشكلش وز آن ديسک و برنامه ى خوشگلش
چو رستم بدو داد قيچي و ريش يكي ديسك راه انداز آورد پيش
يكى تول کيت اَندر ديسک بود بر اورد آنرا و اِجرا نمود
همى گشت تول کيت هارد اَندرش چو كودك كه گردد پى مادرش
به ناگه يكى رمز ويروس يافت پى حذف اِمضاى ايشان شتافت
چو ويروس را نيك بشناختش مَر از بوت سکتور بر انداختش
يكى ضربه زد به سرش تول کيت كه هر بايت آن گشت هشتادبيت
به خاك اَندر اَفكند ويروس را تهمتن به رايانه زد بوس را
2
چنين گفت تهمينه به شوهرش كه اين بار بگذشت از پل خرش
دگر باره امّا خريت مكن ز رايانه اصلاً تو صحبت مكن
اسفنديار
به معناي آفريدهي مقدس. لقب آن تَهْم يعني دلير است. پسر گشتاسب. او براي گسترش دين بهي بسيار ميکوشد و جنگها ميکند. از جمله، ارجاسب، شاه هونها را شکست ميدهد. به واسطهي دانهي اناري که زرتشت به او ميدهد، روئين تن ميشود. اسفنديار جواني شايسته و نيرومند است که حسادت اطرافيان خود را برميانگيزد و از او نزد پدر بدگويي ميکنند. گشتاسب به خاطر سعايت اطرافيان به اسفنديار بدگمان ميشود و به خيال اينکه او در فکر تاج و تخت است دستور ميدهد پسر را در غل و زنجير به دژ گنبدان ببرند و در آنجا او را به چهار ميخ آهنين ببندند. ارجاسب، شاه هونها که از تغيير دين گشتاسب آگاه شده به بهانهي بازگرداندن دين قبلي به حمله ميبرد. در اين نبرد بسياري کشته ميشوند و سپاه ايران شکست ميخورد. گشتاسب کسي را نزد اسفنديار ميفرستد و عذر گذشته ميخواهد و از او ميخواهد به کمکش بيايد. اسفنديار که ابتدا از پدر دلآزرده است نميپذيرد، اما سرانجام قبول ميکند و نزد پدر ميايد و ارجاسب را شکست ميدهد. اما گشتاسب اهداي تاج و تخت خود به او را منوط ميکند به نجات دو خواهر اسفنديار که نزد ارجاسب اسيرند. اسفنديار ميپذيرد و در راه رسيدن به روئين دژ که کاخ ارجاسب است از هفت خوان ميگذرد. خوان نخست، کشتن دو گرگ غول پيکر؛ خوان دوم، کشتن دو شير غول پيکر؛ خوان سوم، کشتن اژدهاي کشف رود، که اسفنديار براي از بين بردن اين اژدها درون صندوقي آهني پنهان شد و بعد از اينکه اژدها صندوق را به دندان گرفت از آن خارج شده و اژدها را کشت. خوان چهارم، کشتن زن جادو؛ خوان پنجم، کشتن سيمرغ و دو فرزند او، که اسفنديار براي کشتن سيمرغ در صندوقي پنهان شد که روي يک گردونه بود و گرداگرد آن را شمشير نشانده بودند. بال سيمرغ به هنگام حمله به صندوق در شمشيرها گير کرد و زخمي شد. اسفنديار نيز از صندوق درآمده و او را به قتل رساند؛ خوان ششم، گذشتن از بيابان پر از برف؛ و خوان هفتم، گذشتن از صحراي سوزان بود. او پس از گذار از هفت خوان، لشکر ايران را به روئين دژ ميرساند، اما در م
تصاویری از چند صفحه نخست فایل :

توجه فرمایید بدلیل تهیه ی تصویر با نرم افزار های خارجی متن نمایش داده شده در تصاویر ممکن است دارای اشکالاتی در نمایش برخی حروف باشد که در فایل اصلی بدون مشکل است
برچسب های مهم
ریاضیات در بسیاری از زمینهها مثل علوم طبیعی، مهندسی، پزشکی، اقتصاد و علوم اجتماعی یک علم ضروری است. با گذشت زمان، شاخههای کاملاً جدیدی در ریاضیات بهوجود آمدهاند؛ مثل نظریه بازیها. ریاضیدانان در ریاضیات محض (مطالعه ریاضی با هدف کشف هرچه بیشتر رازهای خود آن) بدون اینکه ... ...