پیوند ها

قسمتی از متن :
1
2
روزه گرفتن
يعني پيكاري دروني جهت آماده شدن براي پيكارهاي سخت بيروني كه رمضان كلاس آموختن است ، كلاسي در قلب اجتماع . و معلمانش همة پيامبران خدا از ابراهيم تا محمد و همة امامان شيعه از علي تا مهدي و همة رهبران به حق مردم از آغاز تا به امروز و تا هميشه و كتابش قرآن است . سخن خداي مردم براي رهايي و نجات مردم . كلاس به فرمان خدا و شاگردانش همه مردم . مردمي كه بايدآگاه شوند از بند جهالتها و بايد بيدار شوند از افسون روياها و غفلت ها و رمضان اردوگاه مهيا شدن است . براي پيكار رهاييبخش از ستم ستمكاران و ظلم بيدادگران . اردوگاه آموزش پيكار است . سربازانش تودة مردم و افسرانش بهترين فرزندان مردم .
رمضان ماه وحي است
براي آگاهي مردم ، رمضان فروردين است . در انديشه هاي مردم و عيد فطرش نوروز است در بيدار شدن مردم و جشنش جنش انقلاب است . در برانگيختن مردم كه نوروز جشن انقلاب است ، در برانگيختن طبيعت پس رمضان را خدا آفريد تا انسان را زنده سازد . خدايي كه فروردين را آفريد تا طبيعت را زنده كند كه فروردين از شاخه هاي خشك ، گلهاي سرخ مي شكوفاند و رمضان از تنهايي اسير انديشه هاي آزاد ميخروشاند . آنجا نور آفتاب است كه خاك مرده را بيدار مي كند و اينجا تابش وحي است وحي است كه انسان در بند را آگاه مي سازد .
رمضان ماه بازگشت پيامبران است . ماه بازآمدن ابراهيم . ماه زنده شدن موسي ، ماه برانگيخته شدن محمد ، ماه بازگشت خورشيد ، ماه تابيدن آفتاب بر گورستان سرما و سكون .
ماه خدا ، ماه سخن گفتن خدا
ماه مردم ، ماه بيدار شدن مردن ، ماه بيدار كردن مردم ، ماه آگاه كردن آنان كه نميدانند و ماه تذكر دادن به آنها كه مي دانند . ماه برانگيختن آنها كه نشسته اند و ماه بازگرداندن آنها كه برگشتهاند . ماه نيرو دادن به فريادي كه در حال شكستن است . ماه كمك كردن به پرنده اي كه در حال سقوط است و ماه به پپرواز درآوردن مرغي كه از پريدن عاجز است . ماه گره كردن مشتهايي كه باز مي شوند و قدمهايي كه آهسته ميگردند ، ماه بسيج كردن سپاهي كه متفرق است و تحريك كردن لشكري كه در حال فرار است .
1
2
نيازهاي تن
كه وسيله اي بود در رفتن و شدن ، با دسيسهاي آرام و ظريف ، تبديل به هدفي ميشوند در ماندن و بودن و اگر تاكنون نان در خدمت بيداري تو بود ، اينك بيدار بودن به خدمت خواب ماندنت مي آيد .
و تو كه بيش از اين از دنيا آنقدر بر مي داشتي كه بكار عقيده و ايمانت آيد اكنون از عقيده ات آنقدر مي گيري كه به كار خوردن و خوابيدنت آيد . اكنون براي نان و نام خود مي خواني . تو كه نماز را براي آزادي و استقلال خود مي خواني اكنون براي ريا و فريب مردم مي خواني .
تو كه بت ها را مي شكستي تا خدا را بپرستي و بپرستند ، امروز بتها را مي سازي ، تا خدا را نپرستند و نپرستي ،
آرام آرام ، لجن هاي عفن درونت بر روح بزرگ وجودت غالب مي گردند . قدمهاي سريع ات در شدن و رفتن اندك اندك به سستي و خشكي تن مي دهند و از سرعت عظيم خويش مي كاهند ، و سپس متوقف و ساكن و پس از سكون بازگشت و عقبگرد و در سرازيري مرگ و ذلت غلتيدن و فرود آمدن .
و لذا نماز را
كه هر روز بايد بخواني و آن هم نه يك بار ، پنج بار ،علتش و فلسفه اش تماس داشتن دائمي و هميشگي تو است با خدا ، با حقيقت ، با هدف ، با تكامل ، با رشد ، با اوج و با پرواز ،
تصاویری از چند صفحه نخست فایل :

توجه فرمایید بدلیل تهیه ی تصویر با نرم افزار های خارجی متن نمایش داده شده در تصاویر ممکن است دارای اشکالاتی در نمایش برخی حروف باشد که در فایل اصلی بدون مشکل است
برچسب های مهم