پیوند ها

قسمتی از متن :
2
منزلت آدم و حواء
وجه تسميه و آغاز آفرينش آن ها
پرستش فرشتگان پيرامون خلقت آن ها
مقصود از آفرينش آدم (ع) جانشيني او در زمين بر گروهي از جنيان است که پيش از اودر آنجا مي زيستند و نه اين که آفرينش او به جهت سکونت در بهشت باشد. بلي بهتر اين مي بود که او با عمل خويش باعث نمي گشت تا از بهشت خارج گردد و با عزت و کرامت مي زيست و خود و همسرش در خلعت بهشتيان از هدايا و کرنش فرشتگان بهره مي جستند.
انسان آفريده شده را وراي سه نيروي «شهوت»، «غضب» و «عقل» مي دانستند که دو نيروي اول او را به سمت فساد و خونريزي و نيروي سوم او را به سمت فرمانبرداري و شناخت سوق مي داد لکن آن ها فلسفه ي آفرينش انسان را در غالب و اعتبار در نيروي اول محصور ساخته و اصولا اص خلقت او را مقتضي حکمت ندانستند و به اعتبار نيروي عقل نيز خود را بدون آن که در مقام معارضه با مفاسد بدانند شايسته تر از آدم تشخيص دادند و بين گونه از امتيازات و فضيلت هاي منبعث از دو نيروي ديگر که ممکن بود در خدمتعقل درآيد و در مسير خير و نيکي پرورش يابد، غافل ماندند. هم چنين آن ها نتوانستند تشخيص دهند که ممکن است ترکيب و جمع بين آحاد و جزئيات بتواند نتيجه مطلوب تري را به ارمغان آورد هم چون از قوه به فعل رسيدن منافع بيشماري که در عالم هستي وجود دارد که خود فلسفه ي اصلي جانشيني انسان در روي زمين است. و نحوه ي تعليم اسماء به آدم (ع) يا به صورت «آفرينش علمي» که ضروري و لازمه ي خلقت او بوقوع پيوسته و با اين که به شکل «القايي رحماني»م در نفس آدم شکل گرفته است.
از امام صادق (ع) روايتي است که فرمودند: دليل ناميدن آدم به اين اسم بدان خاطر است که اواز اديم و پوسته و قشر زمين آفريده شده است. و شيخ صدوق عيه الرحمه مي فرمايد: «اديم نام چهارمين لايه ي دروني زمين است و آدم ابوالبشر از آن خلق شده است. و از امام صادق (ع)
2
روايتي است که فرمودند: حواء را بدين اسم ناميدند چرا که او از حي يعني آدم آفريده شده است.
در اصل اشتقاق اسم آدم (ع) اختلاف نظر وجود دارد بعضي گفته انداسمي غير عربي است و بدون اشتقاق مانند آزر و گروهي معتقدند که آن مشتق از «ادمه» است به معناي گندمگون بودن و بعضي قائلند که مشتق از آدم و به معناي الفت و اتفاق است. اما حواء مشتق از حي يا حيوان است و از اشتقاقات نادر و يا جعلي است مانند لاين و تامر.
از اميرالمومنين (ع) روايتي است که فرموده اند: خداوند تعالي به جبرئيل امين فرمان داد تا از پهنه ي زمين و دشت ها و بلندي هاي آن چهار نوع گل را فراهم سازد، گل سفيد و سرخ و سياه و خاکي رنگ سپس فرمان داد تا چهار نمونه از آب هاي زمين يعني آب گوارا، آب شور، آب تلخ و گنداب را به آن گل ها بيافزايد، آن گاه آب گوارا را در گلوي آدم، آب شور را در چشمان او، آب تلخ را در گوش هايش و آب متعفن را ميان بيني او تعبيه و جاري سازد.
در توحيد مفضل از قول امام صادق (ع) و در بيان علت اين امر آمده است: قرار دادن آب گوارا در حلق آدم بدين جهت بود تا تناول غذا براي او لذت بخش باشد و علت قراردادن آب شور در چشمان آدم براي اين بود که باعث بقا و صحت مردمک چشم است و نيز بودن آب تلخ در گوش باعث عدم ورود حشرات به مغز انسان خواهد شد چرا که به محض ورود در ميان لايه هاي آن خواهند مرد و در مواردي نادر نيز خواهند توانست از ميان آن عبور کرده و به سيستم عصبي مغز رخنه نمايند.
خداوند در قرآن مي فرمايد: «و خلق الانسان من عجل» انسان از شتاب آفريده شده است چرا که طبيعت او بدين صورت است و هنگامي که خداوند روح را از سر انگشتان پاي آدم در او بدميد و آن روح به زانوي وي رسيد، کوشش کرد از جاي برخيزد اما نتوانست و خداوند فرمود: «خلق الانسان من عجل» و زن را
تصاویری از چند صفحه نخست فایل :

توجه فرمایید بدلیل تهیه ی تصویر با نرم افزار های خارجی متن نمایش داده شده در تصاویر ممکن است دارای اشکالاتی در نمایش برخی حروف باشد که در فایل اصلی بدون مشکل است
ریاضیات در بسیاری از زمینهها مثل علوم طبیعی، مهندسی، پزشکی، اقتصاد و علوم اجتماعی یک علم ضروری است. با گذشت زمان، شاخههای کاملاً جدیدی در ریاضیات بهوجود آمدهاند؛ مثل نظریه بازیها. ریاضیدانان در ریاضیات محض (مطالعه ریاضی با هدف کشف هرچه بیشتر رازهای خود آن) بدون اینکه ... ...