پیوند ها

نام فایل : بررسی مدل الماس پورتر (با بیان چند نمونه)
فرمت : .ppt
تعداد صفحه/اسلاید : 29
حجم : 2 مگابایت
اين پرسش اقتصادي در عصر حاضر، ذهن اغلب اقتصاددانان، مديران صنايع و شركتها و حتي دولتمردان را به خود مشغول ساخته است. به بيان ديگر، بحث رقابتپذيري يكي از مهمترين دغدغههاي تجارت و فعاليت در محيط پويا و رقابتي امروز است. نظريهاي كه بتواند بیشتر نيازها و شرايط فوق را پاسخگو باشد، مدل "الماس مزيت رقابت ملي" مايكل پورتر است. بااینکه این مدل با انتقاداتی از طرف صاحبنظران روبروشده که منجر به انجام اصلاحاتی در این مدل و ایجاد الماس مضاعف شده است ولی اين مدل به ايجاد بينشي عميق در بين مديران، اقتصاددانان و سياستگذاران براي تنظيم مناسبترين استراتژي به منظور ارتقاي موفقيت رقابتي در سطح بينالمللي كمك ميكند.مفهوم و پيام اصلي اين مدل، چگونگي شكلدهي به محيط اقتصادي كشورها در راستاي دستيابي به موفقيتهاي جهاني ميباشد. در این مقاله مدل الماس پورتر و همچنین پاره ای از انتقادات وارد بر این مدل توضیح داده شده است. در پایان نیز نمونه هایی که از این مدل در صنایع مختلف استفاده کرده اند، گنجانده شده است.
رقابتپذيري : توانايي اقتصادي بنگاه براي ثابت نگهداشتن يا افزايش سهم بازار خود در هر بازار و فعاليتي است به گونهاي كه با افزايش درآمد واقعي، استانداردهاي زندگي و سود افزايشيافته و يا اينكه حداقل كاهش پيدا نكند.رقابتپذيري متأثر از عوامل متعدد، اقتصادي، اجتماعي و... است و در سايه برنامههاي ملي و هدايت اقتصاد دولتها حاصل ميشود و به مفهوم اجتماع ساده بنگاههاي منفرد رقابتپذير نيست.
برای بررسی اینکه چرا ملل در صنایع خاصی از مزیت رقابتی و استدلالاتی برای استراتژی کمپانی و اقتصاد ملی نائل میشوند، پورتر ، استاد دانشكده مديريت بازرگاني دانشگاه هاروارد، تحقیقی 4 ساله در 10 کشور تجاری مهم یعنی دانمارک، آلمان، ایتالیا، ژاپن، کره، سنگاپور، سوئد، سوئیس، انگلستان و آمریکا انجام داد. وی به همراه تیمی که شامل 30 پژوهشگر بود، که بیشتر آنان بومی کشورهای مورد بررسی بودند، این پژوهش را انجام داد.
.پورتر نتیجه این پژوهش را به طور کامل در کتاب "مزیت رقابتی ملل" در سال 1990 و ارایه مدل الماس بیان نمود.
نگرش پورتر، مزيت رقابتي يك كشور در صنعتي خاص عبارت است از: "توانايي و قابليت آن كشور براي ترغيب شركتها به استفاده از كشورشان به عنوان سكويي براي انجام فعاليتهاي تجاري”.
در نهايت پورتر به "چهار مشخصه كلي يك كشور" اشاره ميكند كه برحسب ويژگيهايشان، ميتوانند مزيت رقابتي ايجاد كنند يا مانع آن شوند. اين چهار عامل عبارتند از:
1- شرایط عوامل تولید(درونی)
2- شرايط تقاضا
3- صنايع مرتبط و پشتيبان
4- استراتژي، ساختار و رقابتپذيري شركت
مدل الماس پورتر
(پورتر، 1999، ص211)
وضعيت يك كشور براساس عوامل توليد نظير نيروي كار يا زيرساختارهاي يك كشور (منطقه) كه براي رقابت در يك صنعت معين ضروري است. پورتر فاکتورهاي دروني را در دو دسته تقسيم بندي ميکند:- فاکتورهاي عمومي شامل مواردي مانند مواد اوليه، انرژي، نيروي انساني بدون مهارت خاص
- فاکتورهاي تخصصي شامل مواردي مانند نيروي انساني ماهر و متخصص، دانش فني پيشرفته و فناوري پيشرفته. - فاکتورهاي تخصصي در مقايسه با فاکتورهاي عمومي مزيت رقابتي پايدارتري را ايجاد مي كند
ماهيت تقاضاي داخلي براي محصولات يا خدمات يك صنعت است . اندازه و رشد تقاضا در رقابتپذيري صنايع تاثير بسزايي دارد. پورتر معتقد است که وجود بازار داخلي بزرگ و در حال رشد موجب تشويق سرمايه گذاران براي توسعه فناوري و بهبود بهرهوري گرديده و اين مسئله به عنوان مزيت رقابتي براي آن ملت محسوب ميگردد. در مقابل، بازارهاي داخلي کوچک که داراي رشد پاييني هستند شرکتها و صنايع را به دنبال فرصتهاي صادراتي ميکشاند . تقاضاي داخلي داراي دو جنبه کمي و کيفي بازار است. اندازه تقاضاي داخلي حداقل مقياس اقتصادي فعاليتهاي بنگاههاي داخلي را تعيين كرده و آنها را قادر مي سازد تا از يک تقاضاي پايدار برخوردار گردند. اما بايد توجه داشت که منافع اصلي تقاضاي داخلي در رقابتپذيري از ديدگاه کيفي است. انتظارات مشتريان از کيفيت محصولات و خدمات ميتواند انگيزهاي براي افزايش قدرت رقابتپذيري يک کسب و کار گردد و به عنوان محرکي قدرتمند در جهت توسعه و ارتقاي رقابتپذيري بنگاهها و حتي از ديد كلان رقابتپذيري کشورها گردد.
وجود يا فقدان تأمينكنندگان و صنايع مرتبط در يك كشور (منطقه) كه در سطح بينالمللي رقابتي هستند.
شرايط موجود در يك كشور كه بر چگونگي تأسيس، سازماندهي و مديريت شركتها حاكم است و ماهيت رقابت داخلي.
مدل ابتدايي پورتر تنها چهار عامل الماس را دربرميگرفت. در انتشارات بعدي، پورتر عوامل بيشتري را به مدل الماس خود اضافه كرد،این دو عامل که به عنوان عوامل 5و6 دو نیروی خارجی الماس پورتر شناخته میشوند عبارتند از:
5- اقدامات دولت: دولت میتواند بر همه عوامل پورتر از طریق دامنه ای از فعالیتها اثر بگذارد، مانند:
کاستن مشکلات شرکتها، به طور مستقیم(پول) و یا غیر مستقیم(زیرساخت)
تهیه کردن قوانین مالیاتی قابل اجرا برای شرکت، تجارت و یا صاحبان دارایی
سیاستهای آموزشی که برروی سطح مهارت کارگران تاثیر می گذارد
بنا نهادن استانداردهای تکنیکی و استانداردهای محصول، شامل قوانین محیط زیستی
خرید دولتی کالا و خدمات
قوانین اتحادیه های بزرگ صنایع
6- رويدادهاي شانسي (اتفاقات پیش بینی نشده)
مدل نهایی الماس پورتر
از نظر راگمن دو نیروی خارجی پورتر، شانس و دولت، تمایزهای عجیبی را نشان میدهند. دولت مشخصا دارای اهمیتی حیاتی از لحاظ تاثیر بر روی یک مزیت رقابتی ملی خانگی، به عنوان مثال، دولت میتواند از تعرفههای گمرکی به عنوان مانع ورود مستقیم که بنگاههای خارجی را جریمه میکند یا دولت میتواند از سوبسیدها به عنوان یک وسیلهی غیرمستقیم برای جریمهی بنگاههایی که پایهی خارجی دارند استفاده نماید، میباشد. در هر دو مورد بنگاههای داخلی از مزیتهای رقابتی کوتاه مدت نفع میبرند.
به هر حال، راگمن و وربکه مدلهایی ارائه دادهاند که در آنها اینگونه اعمال دولتی تبعیضآمیز میتوانند منجر به حمایت بنگاههای داخلی ، جایی که حمایت جهت جلوگیری از مزیتهای رقابتی پایدار (طولانی مدت) تعریف میشود، میشود.در مقابل ، کار بر روی "شانس" فرعیتر شده است. این مسئله ممکن است به اقتصاددانهایی که به سیستم مدل "شک" (Shock) هایی تزریق میکنند، مانند بحرانهای نفتی OPEC برای پیشبینی پاسخهای جمعی، محدود شده است. پورتر خودش از این مسئله برای اشاره به حوادثی مانند جنگها استفاده میکند.
( Alan M. Rugman- 2002-ص 240)
همچنین مدل پورتر از نقطهنظرهای زیر نیز مورد انتقاد قرار گرفته است:
این تئوری بیش از حدر بر روی اقتصادهای پیشرفته تمرکز کرده است.
نقش دولتمردان در آن میتواند مثبت یا منفی باشد. حتی اعمال دولتی برگرفته از نیات مثبت ممکن است به طور معمول به وسیلهی مستهلک شدن صنایع شکست میخورند و آنها را از لحاظ جهانی از نظر رقابتی بودن کمرنگ مینماید.
پیشبینی فرصتها مشکل میباشد. شرایط میتوانند به سرعت و به طور غیرمنتظره تغییر یابند.
پورتر میگوید که بنگاهها ، نه کشورها ، در بازارهای جهانی رقابت میکنند. این بدین معناست که مزیت نسبی ملی باید در سطح بنگاه و نه در سطح کشور باید فهمیده شود.
جنبهی دیگری از مدل الماس پورتر بر اهمیت تثبیت مزیت رقابتی اشاره دارد. برای بنگاههای یک کشور بدست آوردن یک مزیت رقابتی در یک صنعت خاص کافی نمیباشد، آن مزیت باید توسط پروسهی افزایش و بهروزرسانی نگهداری شود. برخی از عواملی که یک مزیت رقابتی را بالا میبرند، در نگهداری آن نیز مهم میباشند. این عوامل شامل سرمایهگذاری در موسسات عهدهدار تحقیق و تولید ایدههای جدید ، ترکیب تقاضا و شدت رقابت داخلی، و وسعت عوامل مشکل در تاثیر متقابل الماس میباشند.
( Kenneth A. Reinert- 2009-ص 211)
مدل الماس London
مدل الماس گسترش یافته برای عصر تجارت الکترونیک
مدل الماس یک دانشگاه
مدل ساختار اساسی – اجرا- کارایی
موانع سیستماتیک مهم برای رشد اقتصاد کانادا
توافق تجارت آزاد(FTA) الماسهای آمریکا و کانادا
مدل الماس آمریکای شمالی و کمک به رشد تجاری کانادا
الماس مجازی مربوط به کشور هند در نرم افزار
شش عملگر نوآوری
مدل الماس London (یک مرکزمالی جهانی)
مدل الماس گسترش یافته برای عصر تجارت الکترونیک
( Cho Moon و Park -2000 )
مدل الماس یک دانشگاه
مدل
ساختار اساسی – اجرا- کارایی
(ترکیب مدل الماس و مدل 5 نیرو(5 forces) پورتر برای ساختار صنعت )
موانع سیستماتیک مهم برای رشد اقتصاد کانادا
(در سال 1991 پورتر پیشنهاد کرد که اقتصاد کانادایی با یک مدل توسعه اقتصادی قدیمی و از رده خارج شده فعالیت میکند. در نتیجه وی و Martinمدل الماسی را برای کانادا ارایه دادند(نمودار7) و تاکید کردند که اقتصاد کانادا بایستی به سوی نوآوری پیش رود)
....
ریاضیات در بسیاری از زمینهها مثل علوم طبیعی، مهندسی، پزشکی، اقتصاد و علوم اجتماعی یک علم ضروری است. با گذشت زمان، شاخههای کاملاً جدیدی در ریاضیات بهوجود آمدهاند؛ مثل نظریه بازیها. ریاضیدانان در ریاضیات محض (مطالعه ریاضی با هدف کشف هرچه بیشتر رازهای خود آن) بدون اینکه ... ...