پیوند ها

نام فایل : بررسی وتحلیل انقلاب اسلامی ایران
فرمت : .ppt
تعداد صفحه/اسلاید : 170
حجم : 3 مگابایت
بررسی وتحلیل انقلاب اسلامیایران
واژه ها واصطلاحات انقلاب
در زبان فارسى، انقلاب يعنى حالى به حالى شدن، دگرگون شدن، برگشتن، تغيير و تحوّل و تقلّب و تبدّل است.
واژهى انقلاب در قرآن نيز به معناى لغوى آن يعنى، زير و رو شدن ، حالى به حالى شدن، برگشتن آمده است. از جمله:
و من ینقلب علی عقیبه فلن یضرا… شیئا … و ما محمد رسول قدخلت من قبله الرسل افان مات او قتل انقلبتم علی اعقابکم (144-آل عمران)
فلاسفه، انقلاب را به جایی می گویند که ذات و ماهیت یک شئی لزوما عوض شده باشد. عربها براى انقلاب از واژهى «ثور» استفاده مىكنند و در اصطلاح انگلیسی « Revolution» است.
واژه(( Revolution)) ازاصطلاحات علم اختر شناسی بوده که به معنای چرخش دورانی افلاک و بازگشت سیارگان به جای اول به کار می رفته اما امروزه در موردمسائلگوناگونیمانندانقلاب صنعتی،اجتماعی،سیاسی
فکری و... به کار می رود.
انقلاباجتماعي وسیاسی
تعاريف گوناگونى از اصطلاح انقلاب شده است كه به چند نمونه آن اشاره مىشود.
مفهوم انقلاب ازدیدگاه اندیشمندان مسلمان:
استاد شهيد مرتضى مطهّرى:
«انقلاب عبارتست از طغيان و عصيان مردم يك ناحيه و يا يك سرزمين، عليه نظم حاكم موجود براى ايجاد نظمى مطلوب».
مقام معظم رهبری:
«انقلاب یک دگرگونی بنیادی است که پایه های غلطی برچیده می شود وپایه های درستی به جای آن گذاشته می شود»
( بیانات مقام معظم رهبری 1379/12/9 )
آیت ا...مصباح یزدی:
«انقلاب نوعی تحول تدریجی وهدفمنداجتماعی است که درمرحله خاصی به انقلاب منجرمی شود...ارزش ها وآرمان ها به ویژه اگربه صورت یک مکتب جامع تعریف شده باشند در دگرگونی های اجتماعی دخیل هستند.»
منوچهر محمّدى:
انقلاب «يك حركت مردمى در جهت تغيير سريع و بنيادى ارزشها و باورهاى مسلط جامعه، نهادهاى سياسى، ساختارهاى اجتماعى، رهبرى، روشها و فعّاليتهاى حكومتى يك جامعه توأم با خشونت داخلى است»
مفهوم انقلاب ازدیدگاه اندیشمندان غربی:
ساموئل هانتينگتون :
انقلاب را «تحوّلىسريع،اساسى و خشونت بار در ارزشها و اسطورههاى حاكم جامعه و در نهادهاى سياسى، ساختارهاى اجتماعى، رهبرى و فعّاليت و سياستهاى حكومتى» مىداند. و آن را از ديگر انواع بىثباتى سياسى نظير كودتا، شورش و جنگهاى استقلال، متمايز مىسازد.
تدا اسكاچپل :
براى تعريف و تحديد انقلاب، ميان انقلاب سياسى، انقلاب نوسازى و انقلابهاى اجتماعى تمايز قايل مىشود. به نظر وى در انقلابهاى سياسى حكومت تغيير مىكند ولى ساختارهاى اجتماعى همچنان باقى مىماند. در انقلاب نوسازى عكس اين جريان رخ مىدهد در حالى كه انقلابهاى اجتماعى به نظر وى عبارتند از:
«تحوّلات سريع واساسى در حكومت و ساختارهاى طبقاتى يك جامعه كه همراه با شورشهاى طبقاتى، از پايين و به وسيلهى اين شورشها به تحقق مىرسند».
چالمرزجانسون :
معتقداست انقلاب وقتی روی می دهدکه دولت به ارزش های اجتماعی حاکم درمیان مردم توجه نکند وپاره ای ارزشهای جدید ونامتناسب را واردجامعه کند.درچنین حالتی دولت،مشروعیت واعتبارخودرا نزدملت ازدست می دهد وفرآیند انقلاب آغازمی شود. آنگاه این جریان توسط عوامل شتاب بخش تقویت می شود.مهم ترین عوامل شتاب بخش عبارتنداز:
1 - ظهوریک رهبرقوی
2 - تشکیل یک سازمان نظامی انقلابی مخفی
3- شکست ارتش دریک جنگ که موجب تضعیف روحیه وسازمان آن شود
ويژگىهاى انقلاب
1. يكى از مهمترين ويژگىهاى انقلاب، مردمى بودن آن است. در انقلاب يك بسيج سياسى و مشاركت تودهاى شكل مىگيرد كه ازهمهى طبقات و اقشار در آن حضور دارند.
2. انقلاب با خشونت همراه است واين خشونت در انقلاب، دو جانبه است؛به اين معنا كه در منازعه انقلاب نه حكومت بدون مقاومت تسليم انقلابيون مىشود ونه انقلابيون در صورت لزوم از اعمال خشونت پرهيز مىكنند.
3. وقوع آن سريع و ناگهانى است و روند شكلگيرى آن طولانى. از زمان شروع نهضت و تحقق شرايط انقلابى و سرنگونى نظام پيشين و جايگزينى نظام جديد مدّت زيادى طول مىكشد.
4. در انقلاب تغيير و تحوّل همه جانبه و بنيادى است و همه شؤون جامعه تحت تأثير انقلاب قرار مىگيرد و ارزشهاى جديد جايگزين ارزشهاى پيشين مىشوند. به عبارت ديگر انقلاب تغيير نظام است نه تغيير در نظام و از اين رو همه ارزشهاى مسلّط و ساختار اجتماعى وسيستم سياسى حاكم را تغيير مىدهد.
5. از آنجايى كه انقلاب يك مشاركت تودهاى است بنابراين مستلزم نوعى سازماندهى، رهبرى و ايدئولوژى براى بسيج مردم مىباشد. ايدئولوژى به منازعه انقلابى جهت و معنا مىبخشد و كار اساسى آن در چنين منازعهاى انتقال معنايى مشترك به گروههاى مختلف براى بسيج آنها مىباشد. ايدئولوژىهاى انقلابى اصولاً خود را به طور مطلق بر حق مىدانند و همين تصوّر به فعّاليت انقلابيون يقين و قطعيّت لازم مىبخشد. نقش رهبرى در انقلاب در زمينه بسيج سياسى معنا پيدا مىكند. در چنين زمينهاى رهبران مسايلى را مورد تأكيد قرار مىدهند كه در ميان گروهها و طبقات گوناگون جامعه مشترك هستند.
اهميّتِ عامل سازمان، در منازعهى انقلابى نيز در زمينهى بسيج مردم روشنتر مىگردد كه از جمله كار ويژه و اصلى آن، حفظ ارتباط ميان رهبران بسيج گر و پيروان است. برروى هم، رهبرى، ايدئولوژى و سازمان عناصر همبستهاى هستند كه اين همبستگى به ويژه در درون مفهوم بسيج سياسى كه از ويژگىهاى اساسى انقلاب است آشكارتر مىشود.
انقلاب رنگي ومخملی
....