پیوند ها

قسمتی از متن :
1
استصحاب
استصحاب یا اعتبار حالت سابق اصلی در اصول فقه و حقوق، به معنای حکم به بقای چیزیست که پیشتر به آن یقین وجود داشتهاست.
مقدمه :
استصحاب زمانی کاربرد دارد که ما در مورد وضعیت فعلی چیزی تردید و در مورد وضعیت سابق آن یقین داشته باشیم. به این ترتیب فرض را بر بقای حالت سابق میگذاریم، مگر آنکه خلافش ثابت گردد. برای مثال هرگاه از زنده بودن یا مرگ سربازی که به جنگ رفته تردید داریم، فرض را بر زنده بودنش میگذاریم که تا چندی پیش به آن یقین داشتهایم.
اصل استصحاب از ابتکارات شافعیان است. بیشتر پیروان شافعی و شیعیان آن را حجت میدانند، اما بیشتر متکلمان و بسیاری از پیروان ابوحنیفه آن را نمیپذیرند.
واژه استصحاب در لغت از «صحب» به معنای «همراه داشتن» گرفته شده است.
مبنای حجیت
در اینکه استصحاب چگونه میتواند حجت تلقی گردد، عقاید مختلف است:
برخی همچون محمدحسین نائینی و محمود شهابی آن را بنای عقلا و سیره عقلائی میدانند، چرا که روش عقلائی بر پایه عمل به حالت سابق و بیاعتنایی به شک است. سید حسن امامی معتقد است منطق اجتماع و عقل ساده استصحاب را حجت میداند و حیوانات نیز به طور غریزی از آن پیروی میکنند و جعفر لنگرودی در دانشنامه حقوقی خود آن را نوعی مصلحتاندیشی در کمال بداهت میداند.
2
تعدادی از فقهای متأخر همچون شیخ مرتضی انصاری به احادیثی نیز استناد کردهاند که مضمون آن از میان نرفتن یقین بوسیله شک است. از جمله «ابقاء ما کان علی ماکان» و «لا تنقض الیقین باشک» می باشد.
استصحاب از اصطلاحات معروف در علم اصول است.استصحاب اصل عملی است كه هم در شبهات حكمیه جاری است وهم در شبهات موضوعیه بدین معنی كه هم فقیه در صورت نیافتن آیه یا روایتی معتبر در یك مسئله فقهی بر اساس شروط خاصی به قاعده استصحاب رجوع میكند و هم مقلد در موارد شك در موضوعات خارجی (نه در موارد شك در حكم )این قاعده را جاری میكند مثل شك در طهارت لباسی كه قبلا پاك بوده و الان به دلیلی طهارت آن مشكوك است. معنی قاعده استصحاب این است كه اگر مكلف به چیزی یقین داشته ولی الان شك در بقائ آن دارد می تواند براساس یقین سابق خود عمل كند.در مثال بالا بنا را بر طهارت آن لباس میگذارد و مثلا میتواند با آن نماز بخواند.
پس استصحاب یعنی بنا نهادن بر یقین سابق در صورت شك در زمان بعد.جریان این قاعده شروطی دارد.
1. یقین :مقصود از یقین اعم از یقین صد در صد و ظن(اعتقاد ضعیفتر از یقین)معتبر شرعی می باشدمثل اینكه دو شاهد عادل به پاكی چیزی شهادت دهند.
2.اختلاف زمان شك ویقین :بدین معنی كه یقین شخص نسبت به زمان گذشته هنوز باقی است و شك نسبت به وضعیت حال موضوع مورد نظر پیدا شده است.
مثلا من یقین داشتم كه لباس من دیروز پاك بوده الان هم به پاكی لباسم در دیروز یقین دارم ولی به دلیل اینكه از كنار نجاستی رد شدم الان شك دارم كه طهارت سابق باقی است یانه.در این فرض مكلف براساس قاعده استصحاب بنا را بر پاكی لباس می گذارد
تصاویری از چند صفحه نخست فایل :

توجه فرمایید بدلیل تهیه ی تصویر با نرم افزار های خارجی متن نمایش داده شده در تصاویر ممکن است دارای اشکالاتی در نمایش برخی حروف باشد که در فایل اصلی بدون مشکل است
ریاضیات در بسیاری از زمینهها مثل علوم طبیعی، مهندسی، پزشکی، اقتصاد و علوم اجتماعی یک علم ضروری است. با گذشت زمان، شاخههای کاملاً جدیدی در ریاضیات بهوجود آمدهاند؛ مثل نظریه بازیها. ریاضیدانان در ریاضیات محض (مطالعه ریاضی با هدف کشف هرچه بیشتر رازهای خود آن) بدون اینکه ... ...