پیوند ها
( -- قابل ویرایش )
تعداد صفحه : 66
ف) ماركس (Karol Marx) محيطي كه كارول ماركس در آن مي زيست داراي دو خصيصه متضاد بود يكي اينكه جامعه انساني از نظر مادي سير نزولي را مي پيمود و ديگر آنكه از تظر سياسي سير صعودي داشت به نظر ماركس هر قدر ماشينيسم توسعه يابد نسبت به سرمايه تغيير اهميت بيشتري پيدا مي كند و در نتيجه اضافه شدن ارزش هر يك از عمليات توليدي كاهش پيدا مي كند ولي كارفرما برا جبران اين كاهش تلاش مي كند توليد خود را براي جبران كسري (اضافه ارزش) افزايش دهد تا سود خود را در سطح سابق حفظ نمايد لذا ثبات دستمزها منجر به استثمار كار توسط سرمايه مي شود رونق فوق منجر به اعتصاب كارگران و در نهايت اضمحلال نظام سرمايه داري شده و به عقيده ماركس سير تاريخي سرمايه داري به سوسياليسم و سپس كمونيسم منتهي مي شود. ماركس به اين اعتقاد مه توزيع ثروت در جامعه بر اساس موقعيت اوليه ارفادذ (ارث، ملك و سرمايه) صورت مي پذيرد و نه بر اساس كار آنها راه حل توزيع مناسب ثروت را در اختيار قرار گرفتن تمامي ثروت ملي و سلب اختيار از بخش خصوصي مي دانست تا دولت بر اسسا ارزش كار هر فرد درآمد مناسب را در اختيار او قرار دهد. در نظام سوسياليستي مالكيت همگاني پذيرفته شده، لذا مالكيت خصوصي از بين مي رود و توزيع درآمد بر مبناي كار صورت مي گيرد و استثمار كار، ديگر مفهومي ندارد. ماركس مي گويد بعد از آنكه در نظام اقتصادي سوسياليسم شرايط فرا رسيدن كمونيسم فراهم گرديد بشر به نظام هاي اقتصادي كمونيسم نزديك خواهد شد. در چنين جامعه اي فقط طبقه كارگر فعاليت مي كند لذا امكام ايجاد تضاد طبقاتي وجود ندارد. در جامعه كمونيسم همچنين نمادهاي ديگر سرمايه اي همچون پول و ماليات از بين رفته و اصل «از هر كس به اندازه استعدادش و به هر كس مطابق كار» كه شعار سوسياليسم است به اصل «هركس به اندازه نيازش» تبديل مي شود. ق) كينز (John Maynard Jeyns) از نيمه
قسمتی از محتوی متن پروژه میباشد که به صورت نمونه ، بعد از پرداخت آنلاین در فروشگاه فایل آنی فایل را دانلود نمایید .
« پرداخت آنلاین و دانلود در قسمت پایین »
![]()