پیوند ها

قسمتی از متن :
مروري بر نقش آمريكا در جنگ عراق عليه ايران
بعد از سفر "موريس دراپر " به بغداد و توافق سياسي آمريكا و عراق بر سر موضوع حمله اسرائيل به اوسيراك، در بهار و تابستان 1360 گاه به گاه آمريكا و عراق تمايل خود را به برقراري رابطه اعلام ميكردند. برژينسكي كه در آن زمان در حكومت ريگان سمتي نداشت در شهريور سال 1360 سرسختانه بنفع عراق موضع گرفت .
وي گفت: "حمايت همه جانبه از صدام حسين از هدفهاي آمريكا است. "براي متوقف كردن انقلاب اسلامي ايران بايد از صدام پشتيباني كرد. "
مهر ماه 1360 فرصت مناسبي را براي عراقيها پيش آورد تا بار ديگر در مجمع عمومي سالانه سازمان ملل با آمريكاييها تماس علني برقرار كنند.
تابستان 1360 تقريبا تحرك نظامي خاصي در جبههها اتفاق نيفتاد و نيروهاي ايراني درصدد تجهيز و تدارك و هماهنگي رزمي عليه عراقيها بودند. ضمن اينكه در 31 خرداد ماه 1360 بني صدر از رياست جمهوري عزل شد و ركود و عدم تحرك در جبههها كه دكتر چمران بشدت نگران آن بود،جاي خود را به تحركات تازهاي داد. شهيد چمران اعتقاد داشت كه بايد جبههها را از وضعيت فعلي آن رهايي بخشيد و حالت دفاعي را به حالت تهاجمي تبديل كرد. عمليات "فرمانده كل قوا، خميني روح خدا " در 31/3/60 يعني همان شبي كه بنيصدر عزل شد، آغاز گرديد. عدم موفقيت گروه مسعود رجوي در واژگون كردن انقلاب و كنار رفتن جناح ميانهرو از اركان سياسي انقلاب، موجب شد تا آمريكا مجددا موضوع حمايت از صدام حسين را بطور جديتري دنبال كند، زيرا آمريكاييها آخرين اميدهاي خود را براي سازش و مصالحه در دورن نظام سياسي ايران از دست داده بودند.
در پنجم مهر 1360 ايران دست به يك حمله برقآسا و مهم در جبهه ابادان زد. نام عمليات "ثامنالائمه " بود و در ميان بهت كامل جهانيان، نيروهاي عراقي از آبادان عقب زده شدند و پس از يك سال، محاصره شهر مهم آبادان شكسته شد. اين عمليات همزمان با اجلاس ساليانه مجمع عمومي سازمان ملل به اجرا درآمد و هيات عراقي سخت به تكاپو افتاد. روز پيش از عمليات سعدون حمادي وزير خارجه عراق كه از هر فرصتي براي تبادل نظر با آمريكا استفاده ميكرد، در مقر سازمان ملل به ديدار هيگ رفت. در اين ديدار پيرامون موضع آمريكا در جنگ عراق و ايران و سياست كلي آمريكا در خاورميانه بحث و تبادل نظر صورت گرفت.
كنار زدن عراقيها از آبادان، زنگ خطر را براي عراق بصدا درآورد و ياس عجيبي در نظاميان عراقي ايجاد كرد. عراقيها فعاليت سياسي را شدت بخشيدند و خواهان كمك بودند. اوضاع در جبههها به ضرر عراق پيش ميرفت. مجمع عمومي بهانه و فرصت مناسبي براي طرح كمك به عراق بود.
"صالح عمر علي " نماينده وقت عراق در سازمان ملل دست به كار شد و درصدد بود تا با الكساندر هيگ ديداري داشته باشد. در 26 آذر ماه 1360 هر دو با هم ملاقات كردند. آلن فريدمن به تشريح اين ديدار پرداخته و مينويسد:
"از 17 دسامبر 1981 هيگ مجبور شد كه بدگمانيهاي شخصي را نسبت به رژيم عراق كنار گذارد و در طول هفته صبورانه به سخنان صالح، نماينده عراق در سازمان ملل گوش كند. اين ملاقات بمناسبت اجلاس ساليانه مجمع عمومي سازمان ملل تشكيل شد. در يك سالن خصوصي و دور از محل استراحت هياتهاي اعزامي كه معمولا با لباسهاي رسمي در آنجا مينشينند و ضمن نوشيدن و خوردن با هم گپ ميزنند، هيگ و صالح سرگرم بحث جديتري بودند. "
در همين زمان با گذشت 8 ماه از روي كار آمدن دولت ريگان، عراقيها به موقعيت ويژهاي در سازمان ملل دست يافتند. چند روز پيش از ديدار صالح و هيگ، عصمت كتاني، سياستمدار كار كشته و دوست صميمي صدام حسين در يك شرايط استثنايي، رياست مجمع عمومي سازمان ملل را برعهده گرفت.
در اين زمان ناظران سياسي معتقد بودند كه عراق بخاطر پاسخ ملايمش به حمله هوايي اسرائيل به نيروگاه اتمي اوسيراك، از حمايت نمايندگان سياسي كشورهاي حامي آمريكا در مجمع عمومي برخوردار شد و عصمت كتاني آراء لازم را كسب كرد. انتخاب نماينده كشوري به عنوان رئيس مجمع عمومي سازمان ملل آنهم كشوري كه آشكارا عليه كشور ديگر وارد جنگ شده بود، گواهي بر حمايتهاي پشت پرده غرب بويژه آمريكا در چنين اقدامي بود. شكي نبود كه موضع تعديل شده عراق در برابر اسرائيل نيز در آن زمان عراق را براي رسيدن به چنين منصبي كمك كرد.
مروري بر نقش آمريكا در جنگ عراق عليه ايران
بعد از سفر "موريس دراپر " به بغداد و توافق سياسي آمريكا و عراق بر سر موضوع حمله اسرائيل به اوسيراك، در بهار و تابستان 1360 گاه به گاه آمريكا و عراق تمايل خود را به برقراري رابطه اعلام ميكردند. برژينسكي كه در آن زمان در حكومت ريگان سمتي نداشت در شهريور سال 1360 سرسختانه بنفع عراق موضع گرفت .
وي گفت: "حمايت همه جانبه از صدام حسين از هدفهاي آمريكا است. "براي متوقف كردن انقلاب اسلامي ايران بايد از صدام پشتيباني كرد. "
مهر ماه 1360 فرصت مناسبي را براي عراقيها پيش آورد تا بار ديگر در مجمع عمومي سالانه سازمان ملل با آمريكاييها تماس علني برقرار كنند.
تابستان 1360 تقريبا تحرك نظامي خاصي در جبههها اتفاق نيفتاد و نيروهاي ايراني درصدد تجهيز و تدارك و هماهنگي رزمي عليه عراقيها بودند. ضمن اينكه در 31 خرداد ماه 1360 بني صدر از رياست جمهوري عزل شد و ركود و عدم تحرك در جبههها كه دكتر چمران بشدت نگران آن بود،جاي خود را به تحركات تازهاي داد. شهيد چمران اعتقاد داشت كه بايد جبههها را از وضعيت فعلي آن رهايي بخشيد و حالت دفاعي را به حالت تهاجمي تبديل كرد. عمليات "فرمانده كل قوا، خميني روح خدا " در 31/3/60 يعني همان شبي كه بنيصدر عزل شد، آغاز گرديد. عدم موفقيت گروه مسعود رجوي در واژگون كردن انقلاب و كنار رفتن جناح ميانهرو از اركان سياسي انقلاب، موجب شد تا آمريكا مجددا موضوع حمايت از صدام حسين را بطور جديتري دنبال كند، زيرا آمريكاييها آخرين اميدهاي خود را براي سازش و مصالحه در دورن نظام سياسي ايران از دست داده بودند.
در پنجم مهر 1360 ايران دست به يك حمله برقآسا و مهم در جبهه ابادان زد. نام عمليات "ثامنالائمه " بود و در ميان بهت كامل جهانيان، نيروهاي عراقي از آبادان عقب زده شدند و پس از يك سال، محاصره شهر مهم آبادان شكسته شد. اين عمليات همزمان با اجلاس ساليانه مجمع عمومي سازمان ملل به اجرا درآمد و هيات عراقي سخت به تكاپو افتاد. روز پيش از عمليات سعدون حمادي وزير خارجه عراق كه از هر فرصتي براي تبادل نظر با آمريكا استفاده ميكرد، در مقر سازمان ملل به ديدار هيگ رفت. در اين ديدار پيرامون موضع آمريكا در جنگ عراق و ايران و سياست كلي آمريكا در خاورميانه بحث و تبادل نظر صورت گرفت.
كنار زدن عراقيها از آبادان، زنگ خطر را براي عراق بصدا درآورد و ياس عجيبي در نظاميان عراقي ايجاد كرد. عراقيها فعاليت سياسي را شدت بخشيدند و خواهان كمك بودند. اوضاع در جبههها به ضرر عراق پيش ميرفت. مجمع عمومي بهانه و فرصت مناسبي براي طرح كمك به عراق بود.
"صالح عمر علي " نماينده وقت عراق در سازمان ملل دست به كار شد و درصدد بود تا با الكساندر هيگ ديداري داشته باشد. در 26 آذر ماه 1360 هر دو با هم ملاقات كردند. آلن فريدمن به تشريح اين ديدار پرداخته و مينويسد:
"از 17 دسامبر 1981 هيگ مجبور شد كه بدگمانيهاي شخصي را نسبت به رژيم عراق كنار گذارد و در طول هفته صبورانه به سخنان صالح، نماينده عراق در سازمان ملل گوش كند. اين ملاقات بمناسبت اجلاس ساليانه مجمع عمومي سازمان ملل تشكيل شد. در يك سالن خصوصي و دور از محل استراحت هياتهاي اعزامي كه معمولا با لباسهاي رسمي در آنجا مينشينند و ضمن نوشيدن و خوردن با هم گپ ميزنند، هيگ و صالح سرگرم بحث جديتري بودند. "
در همين زمان با گذشت 8 ماه از روي كار آمدن دولت ريگان، عراقيها به موقعيت ويژهاي در سازمان ملل دست يافتند. چند روز پيش از ديدار صالح و هيگ، عصمت كتاني، سياستمدار كار كشته و دوست صميمي صدام حسين در يك شرايط استثنايي، رياست مجمع عمومي سازمان ملل را برعهده گرفت.
در اين زمان ناظران سياسي معتقد بودند كه عراق بخاطر پاسخ ملايمش به حمله هوايي اسرائيل به نيروگاه اتمي اوسيراك، از حمايت نمايندگان سياسي كشورهاي حامي آمريكا در مجمع عمومي برخوردار شد و عصمت كتاني آراء لازم را كسب كرد. انتخاب نماينده كشوري به عنوان رئيس مجمع عمومي سازمان ملل آنهم كشوري كه آشكارا عليه كشور ديگر وارد جنگ شده بود، گواهي بر حمايتهاي پشت پرده غرب بويژه آمريكا در چنين اقدامي بود. شكي نبود كه موضع تعديل شده عراق در برابر اسرائيل نيز در آن زمان عراق را براي رسيدن به چنين منصبي كمك كرد.
تصاویری از چند صفحه نخست فایل :

توجه فرمایید بدلیل تهیه ی تصویر با نرم افزار های خارجی متن نمایش داده شده در تصاویر ممکن است دارای اشکالاتی در نمایش برخی حروف باشد که در فایل اصلی بدون مشکل است
برچسب های مهم